تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
هستم . كليشه بد ميسازم ، چشمم ضعيف شده است و خوردگى زير خطوط را نمىبينم ، اواخر ماه رجب 1320 است مقارن غروب گفتند وزير مختار انگليس براى ملاقات آمده است ، دستها را كه مركبى بود شستم از اندرون بيرون آمدم سر تونلى با چرچيل منتظر نشسته‌اند دست سردى به من دادند قدرى عبوس ديدمش ، من خودم را جمع كردم نشستيم گفت دولت من روى حكومت شما در آذربايجان تصور مىكند كه شما مىتوانيد اعادهء نظم در فارس بكنيد سفارت هم به همين عقيده است « 1 » . ما نميخواهيم در امور داخلهء ايران مداخله كرده باشيم شما را هم براى خدمات مملكت هميشه حاضر ديده‌ايم مرنارد هم ميگويد وجه لازم را براى حركت پرداخته است . تونلى را در چين در سفارت انگليس ديده بودم مرد خوش‌برخوردى بود لحن صحبت او بنظرم غريب آمد من هم خودم را گرفتم گفتم دولت خودم مرا مأمور فارس كرده است ، با استحضار از مشكلات خودم را براى اين خدمت حاضر كرده‌ام از حسن ظن دولت و سفارت بريتانيا خصوص آن فرمايش كه نميخواهيد در كارهاى داخلهء ما مداخله كنيد امتنان دارم اما اينكه مرنارد گفته است وجه لازم را رسانده‌ام خلاف است تازه تلگرافى بقوام الملك كرده است كه از محل وجهى برساند ، برسد يا نرسد نميدانم . مقرر است دولت دويست نفر سوار ، دو توپ شنيدر ، دو مسلسل به من بدهد و از اصفهان دو فوج همراه شوند . سفير انگليس بمرنار فشار آورد پنجهزار تومان در حداقل مخارج سفر را داد ، هزار تومانش را شهاب الممالك كه او را براى معاونت دعوت كرده بودم در تهران بقروض خود داد ماند چهار هزار تومان ، من با چادر و دستگاه حركت ميكنم بفارس نميشود با كيف و عصا رفت . مرنارد در راه حركت سنگ ميانداخت ، سه روز قبل از حركت سالار لشكر را كه براى امرى بنزد مرنارد فرستاده بودم ، باز گفته بود حالا فلانى خواهد رفت ؟ گمان ندارم . من حركت كردم بفارس رسيدم بعضى اصلاحات كرده بودم سالار لشگر را خواستم . باز در موقعىكه رفته بود كار ماليهء خودش را ببيند مرنارد گفته بود كدام فارس ؟ چه مخبر - السلطنه ؟ كجا ميرويد ؟ مرنارد محرمانه به من نوشته بود كه علت مسامحه و تأخير سفارت روس بود كه مايل نيستند شما بفارس برويد هرچه فكر ميكنم جهت را نميفهمم مگر اينكه از غيبت من از تبريز استفاده كردند شهر را به اختيار خود آوردند ميخواهند انگليس ملجأ شود در فارس همان كار را بكند و قرارداد 1907 اجرا شده باشد .

تلگراف حجة الاسلام آقاى ميرزا ابراهيم محلاتى

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خدمت آقاى مخبر السلطنه دامت شوكته ، تلگراف مرحمت‌آميز شرف وصول داد ، از مژدهء فرمانفرمائى وجود مقدس با آن اخلاق حسنه كه از آن وجود مبارك مسموع افتاده مقتضى است اهالى فارس را تبريك گفت ، اميد است از تفضلات الهى و بركات حضرت ولى عصر عجل اللّه فرجه كه اين فرمانفرمائى تدارك واردات بر مملكت و ملت را كاملا بنمايد . احقر ابراهيم شريف دو هفته طول كشيد دويست سوار مهيا نشد ، بيست و چهار سوار هداوند حاضر شدند ، اسبهاى مفلوك بىزين و يراق ، سوارهاى ژوليده ، رنگ‌پريده تفنك‌هاى شكسته ، اتفاقا بانك شاهنشاهى وجهى باصفهان ميفرستاد من از موقع استفاده كردم چه صد نفر ژاندارم آن وجه را حمل ميكردند روز 25 شعبان قرار شد حركت شود من بابن بابويه نقل كرده بودم ، سفير بسردار اسعد گفته بود
هامش
( 1 ) - كتاب آبى جلد ششم صفحهء 594 شيپلى قنسول انگليس در جواب سفارت از طرز حكومت من ميگويد و اينكه اگر من در تبريز بودم وقعهء عاشورا واقع نميشد .