كابينهء وزير افخم
پس از استعفاى ميرزا نصر اللّه خان براى حفظ صورت هيئتى تشكيل شد ، وزير افخم خودش را در آن كابينه رئيس مىدانست ، كامران ميرزا در آن كابينه وزير جنگ بود ، ناصر الملك وزير ماليه ، علاء السلطنه وزير خارجه ، فرمانفرما وزير عدليه ، مهندس - الممالك وزير فوايد عامه ، وزير همايون وزير تجارت ، نگارنده وزير معارف ، اين كابينه از ششم صفر تا شانزدهم ربيع الاول زمامدارى كرد و اول كابينه بود كه عنوان صدارت را از بين برد ، باصطلاح قانونى محسوب مىشد .
در شهر ربيع الاول 1325 عدهاى از شاگردان مدرسهء امريكائى مدرسه را ترك كردند بشرح گراور راپرت عرض و در تدارك مدرسه براى جمعآورى از ايشان مرتب شد .
كابينهء اتابك 20 ربيع الاول 25
در كابينهء اتابك ، ناصر الملك وزير ماليه است ، مستوفى الممالك وزير جنگ ، بنده وزير علوم ، علاء السلطنه وزير خارجه ، علاء الملك وزير عدليه ، مهندس الممالك وزير فوايد عامه ، وزير همايون وزير تجارت .
اتابك مرا نزد ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله « 1 » فرستاد كه وزرات خارجه را قبول كند من باعتماد حقوقى كه اتابك بميرزا نصر اللّه خان داشت رفتم ، درويشى نكرد .
پسران او حسن خان مشيرالملك بعد مشير الدوله و حسين خان مؤتمن الملك صاحب معلومات عصر بودند ، آراسته و از خدمتگزاران مشروطه ، يكى چند نوبت رئيس الوزراء بود و ديگرى چند
هامش
( 1 ) - ميرزا نصر اللّه خان با چهار پشت به حاجى عبد الوهاب ميرسد ، اولاد او از اينروى پيرنيا پروز كردند ، حاجى عبد الوهاب مقامى داشته ، حاجى محمد حسن تبريزى مريد او بوده كه جد حاجى محمد على پيرزاده است ، در موقع عبور نايب السلطنه عباس ميرزا شاهزادگان شمشيرهاى خود را بحاجى محمد حسن ميدهند و همت ميخواهند ، به محمد ميرزا نويد سلطنت ميدهد ، محمد شاه در سلطنت بارگاهى بر سر قبر او ساختن فرمود . ميرزا نصر اللّه خان پسر آقا محمد بتهران آمد ، در وزارت خارجه به سمت انشاء پذيرفته شد ، آخر بوزارت خارجه و صدارت ارتقاء يافت ، مردى آرام و بىآزار بود ، سهوا يا عمدا فراموشكار ، در دورهء اتابك مورد اعتماد او شد ، در حقيقت پيشكار اتابك بود ، وقتى مشهور شد كه مهر اتابك گم شده است و معلوم شد كه در قلمدان وزير خارجه مانده ، از پيرزاده شنيدم كه وقتى از ميدان نائين ميگذشته است و با يكى از اخلاف حاجى عبد الوهاب در بالاخانهء مشرف بميدان نشسته بودهاند ، ميفرمايد اين جوان نزد خدا يك كرور نصيب دارد ، در موقع وفات شايد بيش از اينها مكنت داشت .