كه ، شما واعظين هر دقيقه يك قصد و خيال داريد ؛ گاهى مىگوئيد بيائيد و گاهى مىگوئيد برويد . بارى ، عاقبت متفرق شدند ، ولى قرار شد عصر جمعه بيست و نهم در مسجد شاه جمع شوند . برحسب قرارداد ، جمع شدند . سيد جمال رفت بالاى منبر و نطق مفصلى كرد .
خودم حاضر نبودم ، ولى شنيدم گفته است ، اين جوش و خروش شماها بىحاصل است ، زيرا كه آنچه به دقت ملاحظه شد ، شخص شاه به فكر اصلاح مملكت نيست . فرضا حالا به هزار زحمت يك استعدادى هم فرستادند ، ولى وقتى كه قلبا شاه مايل به رفع فساد نباشد ، مسلما فساد ده درجه بيشتر و بالاتر از حالت حاليه خواهد شد . فكرى بكنيد كه فكر باشد . صبح شنبه غرهء ربيع الثانى ، باز يك عده از انجمنها در انجمن مهديه جمع شدند . باز ملك المتكلمين نطق مفصلى كرد ؛ مطلب را به اينجا ختم كرد كه ، بايد عصر پنجشنبه ششم در مسجد سپهسالار جمع شد و كار را يك طرفى كرد . اين هم كه اين چند روز تأمل مىشود ، محض اين است كه شايد از دولت اقدام صحيح و درستى كه فعليت داشته باشد بروز كند در جلوگيرى اكراد كه در اطراف سلماس و خوى و ارومى اغتشاش مىنمايند . و از بابت نظم ولايات ، هرگاه در اين چند روز اقدامى نكردند و مأيوس شديم ، بايد ايستادگى كرد و همگى هم تلف شويم تا كار را يك طرفى كرد ؛ يا شاه از سلطنت استعفا بدهد ، يا با مشروطه از قلب حاضر شود و چند نفرى را كه شب و روز فضولى مىنمايند ، از قبيل امير بهادر و سلطان على خان و پسرش و مختار الدوله و مجلل [ دور نمايد . ]
عجالتا مردم منتظر پنجشنبه هستند تا چه شود . بعضى آشوبطلبها كه غير از برپا شدن فتنه و فساد و خونريزى ، ديگر هيچ قصدى ندارند ، ميان مردم شهرت دادهاند كه تمام قتل و غارت اكراد به تحريك شاه است ؛ چنانچه رحيم خان چلبيانى را دستور العمل دادهاند كه بهطور فرار برود و در آنجا بناى خرابى و قتل و غارت را بگذارد . چارهء شما اهل تهران منحصر است به اينكه ، جمع شويد و يك دفعه شاه را از سلطنت خلع نمائيد . مردم بدبخت عوام هم ديروز كه شنبه غره باشد ، لابد جمع شد در مسجد شاه و گفت ، شاه را نمىخواهيم . چنانچه چندين نفر را ديدم گفتند ، امروز عصر مردم در مسجد شاه جمع خواهند شد و چنين و چنان خواهند كرد . و حال آنكه ابدا در مسجد شاه خبرى نشد . ديروز يكى دو رقعه از انجمن فاطمين كه بيشتر اهل آن انجمن سيد است و كاشىها هم دستى در آن انجمن دارند ، ديدم به ساير انجمنها نوشته بودند به اين مضمون كه ، عصر يكشنبه دوم ربيع الثانى خواهش مىنمائيم از هر انجمنى يك نفر نماينده روانه نمائيد كه در باب وزارت داخله و بعضى كارهاى ديگر بايد مذاكره شود . ديگرچه قسم مذاكره شود ، معلوم نيست . تا اينجا و تا امروز صبح كه يكشنبه دوم است ، حال ملت و خيال آنها هركس فى الجمله مدركى دارد ، شب و روز پريشان و ناراحت و متزلزل است كه آيا فردا چه خواهد شد . كار از عقل و تدبير گذشته است ؛ خداوند انشاء الله تعالى اصلاح فرمايد به حق محمد و آله . اما حال وزرا ؛ چهارشنبه بيست و هشت و پنجشنبه بيست و نه ربيع در كميسيون مجلس بر وزرا ، خصوص وزير جنگ خيلى سخت گرفتند از بابت فرستادن استعداد به ولايات و غيره . از روز جمعه وزرا خيالشان قوت گرفت
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى ) — صفحة 798
مساهمون: حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
ص٧٩٨