پيوست اول
جنس خرمآباد را به علاوهء دويست خروار كه بايد از الشتر « 39 » برسد ، ما ابواب جمع ميرزا هدايت الله خان كردهايم كه حالا حساب جنس ما با اوست . با مؤدى جزء سر و كار نداريم . براتى كه جنس حواله مىكنيم ، بايد به خود مشار اليه حواله شود كه او به هرمحلى كه مىخواهد حواله كند . شما يكصد خروار از بابت حقوق فوج زرند ، حوالهء ميرزا سيد رضا كردهايد ، چون ميرزا سيد رضا بموجب صورتى كه لفا فرستاده و ملاحظه مىنمائيد ، بهر جهت 38 خروار ديگر برات داد و برات بىمحل بود ، برگردانيدند .
قدغن كردم برات را نگه ندارند تا به ميرزا هدايت الله خان بگويم برات را ضبط كند و برات خودش حواله بدهد كه فوج دريافت نمايد . ما در حقيقت حالا بايد هرحوالهء جنسى كه مىدهيم ، به ميرزا هدايت الله خان باشد . اين مرد را كه نايب الحكومه كردهايم ، سند سپرده است . براى اطلاع شما لازم بود .
پيوست دوم
جناب فرزند مكرم پاكتى كه مصحوب وكيل سربازان دستهء اولاد قباد براى تحويل گرفتن ملبوس فرستاده بوديد ، حالا كه صبح جمعه شانزدهم است رسيد . من در باب ملبوس مخصوصا سه روز قبل به شما نوشتم كه زياده از اين 500 دست [ كه ] فرستاده شده ، نبايد بدهيم . يكى آنكه ديوان زياده از اين 500 دست به ما نخواهد داد و هرچه علاوه بر اين مأخذ بدهيم ، از كيسهء خودمان دادهايم . و الا مسلم است اگر دو هزار نفر سرباز از نظر على خان بخواهيد ، حالا رعيت دست از زراعت برداشته ، لخت و گرسنه محض گرفتن ملبوس و جيره ، داوطلبانه حاضر مىشوند و زراعت لنگ مىگردد . گذشته از اينها ، من همين 500 دست ملبوس را برحسب معمول اين فوج تهيه كرده بودم و زيادى بر اين چيزى ندوخته و حاضر ندارم كه بفرستم . اين است كه وكيل را دست خالى مراجعت داده ، اين تفصيل را به شما نوشتم .
دوشنبه 26 ربيع الاخر 1314 قمرى
« 40 » هو جناب فرزند مكرما پاكت مورخهء 25 ، روز 26 رسيد ؛ ملاحظه كردم ، داراى مطلبى نبود . على الظاهر مشغول كار وصول ماليات و ترتيب انتظامات آن صفحات
هامش
( 39 ) - اشتر نام قصبهاى از دهستان حسنوند مركز بخش سلسلهء شهرستان خرمآباد .
( 40 ) - اين نامه از خرمآباد به بروجرد فرستاده شده است .