به فراش گفت كه اين آدم صاحب است ، كارش كه تمام شد زود او را مرخص بكن تا بيايد . گفت بسيار خوب . من همراه فراش رفتم خدمت نايب الحكومه . از من پرسيد آدم كيستى . عرض كردم آدم مستر لوكن صاحب ويس قنسول . از مواجبم پرسيد . عرض كردم ماهى دو تومان و پنج هزار . خالوى زنم گفت ماهى سه تومان مواجب دارد . من گفتم از آقاى من تحقيق بكنيد ، اگر اين راست مىگويد پس همهء حرفهاى او راست است . بعد از گفتگو مرا مرخص كردند . على اكبر فراش مرا آورد و به احمد آدم صاحب سپرد كه اين آدم شما رسيد يا خير ؟ احمد گفت بلى . اينكه در تقرير سابق خود عرض كرده بودم كه نايب الحكومه مرا مىشناسد ، به اين جهت بود . ولى حسين چاهىفروش و آدم كلانتر كه آمد مرا خوب مىشناخت ، چون چشمم درد مىكرد مرا فريب داده ، پائين آوردند كه ، بيا احمد آدم صاحب ترا مىخواهد . علاوه بر آن خود كلانترها هم خوب مىشناسند و بايد بدانند كه من آدم صاحب هستم . حسين چاهىفروش كه شكايت مرا به كلانتر كرده ، واضح است به او حالى كرده كه من آدم كيستم . آدم كلانتر هم كه آمد به من گفتند كه ، احمد آدم صاحب ترا مىخواهد . از اين هم معلوم است كه مرا خوب مىشناخته . تحريرا فى 25 شهر ذيحجه الحرام 1308 .
دوشنبه 12 محرم 1309 هجرى قمرى از : باليوزگرى دولت انگليس در خليج فارس به : حسين قلى خان نظام السلطنه امير تومان حكمران بندر بوشهر و بنادر خليج فارس و كل گمركخانههاى بنادر
1891 نمره 294
جناب جلالتمآب فخامت و مناعت نصابا ، دوستان استظهارا ، معظما ، مفخما ، محترما ، مهربانا بالنسبة به مراسلهء محترمهء جنابعالى مورخه 13 شهر ذيحجه الحرام 1308 در باب اخذ حق الارض بر مال التجارهاى كه در گمركخانهء بندر بوشهر زياده از پانزده يوم توقيف شود . ممنون خواهد شد دوستدار اگر از نكات مفصلهء ذيل مستحضر نمايند . اولا از چه تاريخ مدت پانزده يوم را بايد محسوب بدارند ، از ورود تنخواه در گمركخانه يا اوقات ديگر ؟ اگر در گمركخانه مشغله بسيار باشد آيا احتمال نمىرود كه اين مدت مذكور كفايت نكند به جهت برداشتن تجار تنخواه خودشان را ؟ ثانيا حق الارضى كه خيال گرفتن دارند به چه ميزان و چه مبلغ است ؟ ثالثا اين اشتهارى كه جنابعالى دادهايد آيا مدخليت به مال التجاره قبل از اين دارد يا خير ؟
زياده مصدع اوقات شريف نگرديد . تحريرا فى 12 شهر محرم الحرام سنه 1309 .