ضميمهء و تفصيل سفر بنادر ، 1310 قمرى
روز يكشنبه 14 ربيع الاول ، سه ساعت و نيم به غروب مانده ، به عزم سفر بنادر و جزاير از بندر بوشهر حركت كرده ، مشايعتكنندگان را همه از جلوى چهار برج كه محل ركوب به جاليبوت است ، وداع و متفرق كرديم ؛ در جاليبوت نشستيم . در ظرف سه ربع ساعت ، از آنجا به قادى كه لنگرگاه جهازات بود ، به واسطهء مساعدت باد رسيديم .
سوار كشتى پرسپوليس شديم . چون حاجى احمد خان و ميرزا حسين معلم و ناظر خودم نرسيده بودند ، به قدر يك ساعت معطل شديم . در ساعت دو ربع به غروب مانده ، جهاز لنگر كشيد . آن شب و فردا تا يك ساعت به غروب مانده ، آمديم به جزيرهء شيخ رسيديم كه شرح حال او را در ضمن جزاير خواهم نوشت . از اين جزيره مقارن مغرب گذشتيم .
كاپيتان و احمد خان سرتيپ گفتند ، قدرى بخار جهاز را كم كردهايم كه بىموقع وارد لنگه نشويم . طلوع فجر رسيديم به محاذى جزيرهء قيس كه بيان حالات و مناسبات او را هم در جزء ساير جزاير خواهم نوشت . از جزيرهء قيس در مدت چهار ساعت آمديم به لنگرگاه بندر لنگه . چهار ساعت از روز سهشنبه 16 گذشته ، به لنگرگاه لنگه رسيديم .
منظره بندر لنگه از اغلب بنادر زيباتر است ، زيرا كه اغلب بيوتات در خط كنار درياست .
خصوصا در اين سه سال حكومت سعد الملك ، بازار و دكاكين خوش وضع و عمارات مرغوب كه در كنار دريا ساخته شده است ، يكى برده ، بر شكوه اين بندر افزوده است .
حاجى محمد بن عباس هم مسجد و منارهء خوبى احداث كرده است . اگرچه كنار دريا نيست ، ولى منارهء مسجد ، اسباب شكوه اين بندر شده است . نخلستان در پشت ابنيه واقع است كه مزيد نمايش و زيبائى است . بركههاى زيادى هم در اين سه سال ايجاد كردهاند كه بعضى نصف بركهء دريا دولت نادر شاه عليه الرحمه مىشود . گنبد اين بركهها هم چون همه گچ سفيد است ، مزيد نمايش بندر شده .
جاليبوت حاضر كردند . تجار مستقبل هم با جاليبوت آمدند ؛ سوار شديم رفتيم .
در جلوى قلعهء خراب دولتى پياده شديم . براى منزل چادر زده بودند . اين قلعه از اصل بناى مشايخ جواسم است كه حكام زمان سابق لنگه بودند . به وضعهاى عربى بيوتاتش را ساخته بودند ، ولى ديوار و چهار برج مرتفع داشت . چون از دولت حكم شده بود كه ملك التجار آنجا را به قاعده بسازد ، بعد از گرفتارى شيخ غصيب كه آخرين حاكم جواسمى بود ، ملك التجار اين قلعه را به خيال تجديد و ساختن به وضع مرغوب جديد ، خراب كرده است كه فقط دو برج شكسته و يك مرتبهء غير مسكون باقى است . بعد از خراب كردن ، بازديد خرج تعمير را كردهاند ؛ آن مبلغى كه از ديوان مرحمت شده بود ، وفا به خرجش نمىكرد . قدرى هم به مصرف تخريب رسيده بود ، لهذا بناى جديد را موقوف و ابنيه به همان حالت ويرانى باقى است . نه حاكم و نه سرباز و توپچى و نه توپ دولتى ، هيچيك جائى و سرسايهاى ندارند . ده روز در بندر لنگه براى رفع اختلافى كه فيما بين شيعى و سنى اتفاق افتاده بود و بعضى محاكمات متفرقه ماندم . حساب ماليات