تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
فاتح بندر سباستوپل « 1 » بود ( بندر سباستوپل در شبه جزيرهء كريمه ، در شمال درياى سياه است كه قسمتى از خاك روسيه را تشكيل مىدهد كه داخل دريا پيش آمده و ارتشهاى اعزامى فرانسه و انگليس به حمايت عثمانيها عليه ارتش روسيه در آنجا جنگيدند : در سالهاى 1856 - 1854 ميلادى ) از طرف ناپلئون سوم براى تبريك نوروز به سفارت ايران آمد . با همان تشريفات فوق ، نظر آقا و حاجى خان وارد گشتند و سه اشرفى در نعلبكى گذارده شده بود كه يكى متعلق به خود مارشال ، ديگرى به خانم مارشال و سومى براى دختر ايشان تسليم گرديد . بعد از اتمام خوش‌آمدگوييها مارشال تشريف بردند . هنوز دو ساعت نگذشته بود كه كاغذى از طرف مارشال رسيد بدين مضمون : « جناب سفير ايران يك مارشال فرانسه كه داراى مقام بزرگى است پول طلا عيدى قبول نمىكند » و اشرفيها را برگردانيده بود . اين حركت بر جناب وزيرمختار برخورده ، نظر آقا را احضار و امر كرد كه كاغذ به وزارتخارجهء فرانسه نوشته شرفيابى هيئت سفارت ايران را بحضور امپراتور به فوريت بخواهد . امر ايشان اجرا شد و كاغذ به وزارتخارجه فرستاده شد . چند ساعت بعد جواب رسيد امپراتور منتظر شرفيابى است . كالسكه‌هاى سفارت حاضر گشته و وزيرمختار به سوى دربار توئيلرى « 2 » حركت نمود و به حضور امپراتور مشرف گشت . به قرار گفتهء ملتزمين اعليحضرت به جناب وزيرمختار چنين خطاب نموده بود : « ژنرال كان‌ربر گفتند امروز عيد ايرانيان است و ما او را براى تبريك از طرف خود و دولت فرانسه به سفارت مأمور نموديم . مگر اتفاقى در ايران افتاده و شما را مأمور ملاقات ما نموده‌اند ؟ » خير اعليحضرتا از دربار ايران خبرى نرسيده است . ليكن در اينجا نسبت
هامش
( 1 ) -Sebastopol( 2 ) -Palais des Tuileries
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 93 | ميرزا مهدى خان ممتحن الدولهء شقاقى / حسينقلى خانشقاقى