مرحوم ميرزا نصر الله خان دبير الملك غرض شخصى به خرج داده به عرض وزير رساند كه حضور فلانى در اين سفر بىفايده است چرا كه على خان مشير الوزاره خيلى خوب فرانسه مىداند و سالها در سفارت ايران در پاريس نايب اول و خدمت كرده او بهتر از ميرزا مهدى خان شقاقى مىتواند اين مأموريت را انجام دهد و اگر اسم ميرزا مهدى خان را در صورت رسمى به سفارت روس دادهايم ميرزا مهدى خان مهندس باشى برادرزن من صاحب همين نام است و بعلاوه مبلغ سيصد تومان كه به اسم او برات صادر شده است آن را تقديم حضور شما مىكنم . « ميرزا مهدى خان هندسه » به خرج خودش اين سفر و مأموريت را انجام خواهد داد .
بارى مرحوم وزير را بدين مبادله راضى نموده و كاغذى به من نوشته بود كه اين سفارت فوق العاده مترجم لازم ندارد ، حضرت وزير مأموريت ديگرى به شما خواهد داد .
بنده خيلى از اين فقره مكدر گشته در خدمت وزير زباندرازى و اعتراض كرده و معترضا بيرون آمدم . مدتى به وزارت خارجه نرفتم و هرقدر هم مأمور فرستاده احضار نمود حاضر نگشتم اطاعت و اجابت نكردم .
مأموريت جديد
از اين اعتراض مدتى نگذشته بود كه روزى فراشى از فراشان وزارت خارجه كه بسيار قوى و قسى القلب و على اصفهانى نام داشت مأموريت دادند كه از شميران به شهر آمده مرا مقصرا به شميران ببرد و در آنجا احكام لازمهء مأموريت جديد را به من تسليم نموده و همان روز مرا از طهران خارج نمايد .
صبح زودى بود كه از حمام به خانه ورود مىكردم كه يك مرتبه على اصفهانى فراش غولپيكر مرا در كوچه ديده جلو آمده و نگذاشت داخل خانه شوم و اجبارا لباس مرا به كوچه آوردند و به من پوشانيد و يكسر مرا بيرون دروازه دولت آورده به يك الاغ كه پالان كثيفى داشت سوار نمود و با خود به حصار بو على ييلاق وزير برد و در مقابل چادر ميرزا نصر الله خان شيرازى دبير الملك نگهداشت و پاكتهايى كه راجع بدين مأموريت بود به من تسليم كردند . فقط برات حواله سى هزار تومان بابت ماليات گيلان به حكومت گيلان كه در آن سال جناب ميرزا محمد