تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
چيزى كه در شهر هامبورگ جالب دقت‌نظر بود . نظافت و تميزى اهالى اين شهر بود كه از ادنا عمله همه‌روزه با لباس تميز از خانهء خود خارج شود و كوچه‌ها را سه بار در روز بشويند - آدم ناتميز كثيف در اين شهر ديده نشود و باوجود تمام يك ثلث شهر يعنى يك محلهء بزرگى كه چسبيده به دريا و قسمت شمال شهر است محل سكونت فواحش مىباشد . مىتوان گفت ربع ساكنين اين شهر زنهاى فاحشه مىباشند . علت اجتماع اين جمعيت را سؤال كردم گفتند كه چون اين بندر با تمام بنادر اروپا و ينگه دنيا مراوده دارد و محل نزول كشتيهاى بزرگ تجارتى مىباشد و عموم ملاحان و عملجات كشتيها به‌واسطهء طى مسافات بعيده و عدم ملاقات با اناثيه بدين شهر كه رسند چندى براى بارگيرى توقف كنند ، اهالى اين محله آنها را به كار است و حكومت محليه ماليات بسيار از آنها مأخوذ مىدارد . ديگر چيزى كه قابل‌توجه باشد مشاهده نگرديد . پس از سى و شش ساعت توقف كشتى پستى گرفته از هامبورغ به طرف هل « 1 » بندر انگليس كه به طرف شرق جزيرهء بريتانياى كبير و در سواحل درياى شمال مى - باشد حركت نموديم و پس از دو شبانه‌روز توقف در كشتى به شهر هل رسيديم و يك‌سره به گار ( ايستگاه ) راه‌آهن كه به لندن حركت مىكند ورود نموديم و پس از يك ساعت ترن به حركت آمده بعد از هشت ساعت مسافرت داخل شهر لندن گشتيم .

ورود به لندن

رفقا از بنده مفارقت نمودند و بنده يك كپ « 2 » ( درشكه‌اى است يك اسبه كه درشكه‌چى در عقب روى سقف درشكه دوچرخه‌اى نشيند و از آنجا با مهارهاى بلند اسب را فرمان دهد ) گرفته پس از ساعتى در ميدانچه موسوم به كنزينگتن سنتر « 3 » درب سفارت ايران پياده شدم ، زنگ دركشيده شد . نوكر درب را باز نمود و مرا به اتاق دفتر سفارت هدايت كرد . در آن اتاق ميرزا محمد على خان نايب و مترجم سفارت را ملاقات كردم .
هامش
( 1 ) -Hullبندريست در شرق جزيرهء انگلستان ( ش ) ( 2 ) -Cab( 3 ) -Kensington Center