پس كسى از آنها نمىتواند به اخبار غيبى نايل شود مگر آنكه چيزى از آن اخبار را مخفيانه بربايد كه در اين صورت مورد تعقيب شهابهاى نافذ قرار مىگيرد ، شهابى كه هرگز از هدف خود خطا نمىرود .
( 11 )
( فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ )
: ( از آنها بپرس آيا آنها از نظر خلقت شديدتر و مهمتّرند يا آنچه از آسمانها و زمين و ساير مخلوقات آفريدهايم ، همانا ما اينها را از گلى چسبنده خلق كردهايم )
يعنى وقتى خداى متعال ربّ آسمانها و زمين و موجودات ميان آن دو و ربّ ملائكه است تو اى رسول ما از اين افراد منكر و مكذّب سؤال كن آيا خلقت ايشان مهمتر و بزرگتر است يا خلقت غير ايشان از ملائك و ساير موجودات آسمانى و زمينى كه ما آفريدهايم ؟ آنگاه متوجّه مىگردند كه خلقت آنها بسيار ناچيزتر از موجودات ديگر است چون ما آنها را از يك گل چسبناك آفريدهايم .
[ آيهء ( 70 - 12 ) دربارهء روز قيامت و گفتار كفّار در آتش دوزخ و گفتار اهل بهشت در جنّت ]
( 12 )
( بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ )
: ( بلكه وقتى تو از گمراهى آنها تعجّب مىكنى تو را مسخره مىكنند )
( 13 )
( وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ )
: ( و زمانيكه تذكّر و پند داده شوند ، متذكّر نمىشوند )
( 14 )
( وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ )
: ( و زمانيكه آيتى را ببينند مسخره مىكنند )
( 15 )
( وَ قالُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ )
: ( و مىگويند اين نيست جز جادويى آشكار )
يعنى اين مكذّبان نه تنها ايمان نمىآورند بلكه وقتى تو از انكار و تكذيب ايشان تعجّب مىكنى ، تو را بابت اين تعجّب و يا در همين دعوت به سوى حق ، مسخره مىكنند و وقتى به وسيله آيات دالّ بر توحيد و دين حق موعظه و تذكّر داده مىشوند ، باز هم متنبّه و متذكّر نمىشوند و زمانيكه آيتى معجزه آسا از آيات الهى را مشاهده مىكنند ( همچون قرآن يا مسأله شقّ القمر ) آن را استهزاء مىنمايند و مىگويند اين جز يك جادو چيز ديگرى نيست و اين سخن كنايه از اين است كه ما اصلا اين چيزى كه تو آيت مىخوانى درك نمىكنيم و نمىفهميم كه چيست و اين كلام بدترين توهين و تمسخرى است كه مىتوانستند به زبان بياورند .