قبلى مىباشد همانا خداوند نسبت به بندگانش آگاه و بيناست )
مىفرمايد اين قرآن كتاب حقّى است كه به هيچ وجه باطل در آن راه ندارد و كتابهاى آسمانى پيش از خود را تأييد مىكند و خداوند چون نسبت به اعمال و احوال بندگان آگاه و بيناست كتابهاى هدايت كننده را بوسيله رسولانش براى آنها ارسال مىنمايد .
( 32 )
( ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
« 1 » آنگاه اين كتاب را
هامش
( 1 ) . شرح : در آيه شريفه كتاب ، تعبير به ميراث شده ، به جهت آنست كه در ميراث بيگانه نصيبى ندارد لذا بيگانگان امّت كه منكرين و منافقانند ، از قرآن بهره و نصيبى براى آنان نيست ، قرآنى كه بدون جستجوى مؤمنان بلكه به محض عنايت الهى به ايشان نازل گشته ، ممكن است اشاره بر اين باشد كه چنانچه سهام ارث به تمام و نصف و ثلث و ربع و سدس و ثمن مختلف مىگردد ، همينطور فهم قرآن مجيد نيز نظر به استعداد و قابليت بندگان مؤمن مختلف است ، زيرا بعضى به لفظ و قرائت و برخى به معانى ظاهرى و بعض ديگر به تفسير و شروح آن و برخى ديگر به مطالب عميقتر و بعض ديگر به بواطن و برخى ديگر به حقايق آن موفق مىشوند .
لذا در آيه شريفه عاملين و ايمان آورندگان حقيقى را سه دسته نموده ، چون در لسان قرآن ميزان سنجش ، عمل هر فرد مسلمان واقعى است كه به دستورات كتاب مبين كوشا باشد ، اين چنين فردى اهل نجات است ، و برزخ و قيامت او سهل گذرد ، در اين آيه شريفه افراد را سه دسته نموده ، و در آيه 113 سوره و الصافات صحبت از دو دسته شده ( از ذريّات ابراهيم و اسحاق محسن و ظالم لنفسه )
و امّا دسته سوم مذكور در اين آيه ، منحصر به معصومين است كه در واقع تناسبى چندان با دو دسته قبلى و يا با دو دسته آيه 113 ندارند ، زيرا خلقت معصومين از شجره طيّبه است و سايرين از شجره شتّى ، تفاوت بسيار بين آنان وجود دارد و در اخبار آمده كه ارواح آنها دو هزار سال قبل از ارواح مؤمنين آفريده شده و آنان به موجب حديث يك نشئه از ديگران جلوترند ، زيرا آنان در رحم مادر حرف مىزدند و همدم مادر بودند و آنجا مانند سايرين در دنيايند ، و در دنيا مانند سايرين در برزخاند و در برزخ مانند سايرين در نعمات اخروى هستند ، مىبينند آينده را و مىشنوند نشنيدههاى ديگران را و مورد خطاباند .
لذا كليه تابعين انبياء عظام كه معتقدات صحيح كسب نموده و اهل عمل به دستورات پيامبرانشان بوده باشند شامل ايندو دسته قرار مىگيرند ( ظالم لنفسه و مقتصد )
دسته اول كه ظالم لنفسه باشند از امّت هر يك از پيامبران و اولاد آنان بموجب آيه امانت سوره احزاب ظلوم و جهول خوانده شدند زيرا به خود ستم كرده و به پروردگارشان جاهلند يعنى با داشتن عقايد صحيح به اصول و به فضل خداى تعالى اميدوارند و ليكن در اعمال سست هستند و نفس آنان بر آنها غالب است ، لذا در قيامت آنانرا نگه مىدارند تا تصفيه و پاك شوند ، و در برزخ هم حسرت و ندامت بسيار دارند ، و بعد آنها به بهشت و نعمات آن مىرسند و مىگويند :( الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ )