تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
اشخاصى را انتخاب ميكنند كه موافق مصالح مملكت نبوده باشد و بالجمله به اين قصد يا بمقاصد ديگر هم كه بود مانع شدند از اينكه كار صورت نوعى حاصل كند و از همه قواى موجود استفاده شود شخصيتها درهم شكسته گردد و دست خدا كه با جماعت است كار روائى نمايد . اين عنوان كه از مجلس نمايندگان بيرون آمد كاركنانى كه قوت و صلاحيت آنها از اغلب نمايندگان افزون بود خود را دور گرفته هريك ببهانه‌ئى از كار كناره گرفتند و از طرف ديگر نظام السلطنه از من و ميرزا كريم خان بدگمان شد كه شايد اين نقشه براى كوتاه كردن دست او از كار كشيده شده باشد اطرافيان خودپرست او و بعضى از نمايندگان اعتدالى و دمكرات هم كه در اجراى اين نقشه اخلال كرده بودند به آتش بدگمانى او از ما دو نفر دامن زدند و ما مجبور شديم از آخرين امتحان خود هم مأيوس گشته كناره‌گيرى اختيار نمائيم . ضرورة يك عده از اشخاص صالح سياسى و نظامى كه ما در اين انديشه مقدس موافقت كرده تصور مينمودند با اين آخر الدواء مىشود اين محتضر را روح حيات بخشيد همه دلتنگ و نااميد گشته هريك گوشه‌ئى نشستند و بهت شديدى همه را فرا گرفت و هيچكس تكليف خود را نميدانست بماند چگونه بماند برود كجا و چگونه برود . در خلال اين احوال ورقه‌ئى بطور شبنامه منتشر گشت كه بعد معلوم شد از طرف مجاهدين آذربايجانى بوده است به صورت ذيل و عاقبت معلوم شد بقلم اسماعيل يكانى نوشته شده است .

حرفهاى حسابى

بخاطر كه و براى چه ؟ مشتى مردم بدبخت فلكزده از ايرانيان مدتى بود كه آرزوى رسيدن موقع انتقامى از دشمنان ديرين و فرصت فكرى براى آتيه مملكت خودشان مينمودند جنگ فرنك شروع شد سر دشمنان تا اندازه‌ئى كه ميبايست مشغول گرديد آلمانها و اطريشىها و عثمانيها درصدد استفاده از هرشخصى هيئتى ملتى دولتى برآمدند اين مردم صاف و صميمى و ساده‌لوح و بدبخت هم خود را بميان انداخته خيال كردند كه به مجرد هياهوئى ، اغتشاشى ، انقلابى ، اختلالى دشمنان قوى پنجه‌شان مغلوب