مشوش با آتيه تاريك و بالجمله با هرفلاكت و سفالت طاقتشكن .
هيچ قوه قاهره هيچ پنجه آهنين هيچ قدرت شدادى هيچ استبداد فرعونى نميتواند حق اين سئوال مشروع را از ايرانيها سلب نمايد موقع آن نيست كه ايرانيان منتظر تفنن حضرت اشرفها - ريا و تدليس حجة الاسلامنماها . خودستائى امرا و سردارهاى دروغى حقهبازى شارلاتانها ، منفعتپرستى اراذل ، رجالهبازى اوباش ، سست عنصرى جوانهاى جبون كمجرئت خاكنشين مذلت گزين بىهمه نوع حقيقت و اخلاق و جسارت بنشينند تا كى آلت دست اين و آن بايد شد تا چند بگاو سالهاى سامرى بايد پرستش كرد و آنها را بمقام معبوديت رسانيد براى چه بخاطر كه ؟
هيچ ملت را همچو فلاكت رخ نداده كه از حالت طبيعى درنيايد ديوانه نشود همه ملاحظات را پشت سر نيندازد گاو سالهاى سامرى ، رؤساى ناقابل ، پيشوايان دروغى را زير پاى خود ننهد اين موقع است كه حكميت با مشتى پا برهنه است اينموقع است كه محكوميت نصيب حكام خودبين منفعتپرست وجدانفروش است در اين موقع كه ملتها سلاطين خود را از اورنگ برمياندازند وزراى خود را از مسند برميدارند وكلاى خود را كشتار ميكنند بر همه كس و بر همه چيز پشت پا ميزنند و آنوقت گوشه گليم خود را گرفته از آب درميآورند ايرانيان حق دارند و بايد بپرسند براى چه و بخاطر كه بدين روز سياه افتاديم آيا براى سلامت مملكت و استقلال قوميت خودمان كو ؟
بموجب كدام معاهده ؟ آيا باميد مدافعه از تجاوزات دشمن كو ؟ بموجب كدام كمك معاونت مادى و معنوى ؟ آيا بآرزوى حفظ تماميت ملكى وطن كو ؟ بتأمين كدام ضمانت رسمى . . . آيا بخاطر آلمانها و عثمانيها باز براى چه ؟ كدامين معاهده را با دولت ما بستند كدامين قواى رسمى را با هيتهاى منتخبه ما گذاردند ؟ كدامين وعدهها را دادند و وفا كردند ؟ كدامين حرف را زدند و از عهدهاش برآمدند ؟ با عين الدوله كدام قرار را دادند ؟ با مستوفى الممالك كدام ؟ با كميته دفاع ملى كدام ؟ با هيئت ايكس كدام ؟ كمك ماليشان كو صاحبمنصبان كافى مقتدر توپهاى شنيدر و ماكزيم مليونها پول وافر آنها كه وعده ميدادند كو و كجاست ؟ سيزده هزار تفنگشان كه شهرت دروغى در پنج ماه قبل بكرمانشاهان رسيده بود كجا شد افراد ژاندارمها چرا لخت و عور و گرسنه و بىفشنگ
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٦٨