بصفحه آذربايجان بفرستند و از آنجا بخمسه و طالش و از آنجا راه روس را بايران قطع نمايند و تصور ميكنند از آن راه زودتر به مقصد ميرسند تا از راه عراق عرب و كرمانشاهان بهرحال آلمانها سى نفر صاحبمنصب قابل با مقدارى مهمات بايران فرستادند صاحبمنصبان مزبور مدتى در راه بودند مقارن شكست كرمانشاهان جمعى از آنها بسرحد ايران رسيدند و بجانب كرند آمدند كلنل بپ ورود آنها را مغتنم شمرده كه بتواند بدست آنها قوه ژاندارمرى ما را منظم كند و از خودسريهاى سوئديهاى جوان سرمست جلوگيرى نمايد .
كلنل بپ مركز اقامت خود را قصر شيرين قرار داد و مركز اردوى عثمانيرا در در سرحد و درصدد بود كرند را به زودى از روسها پس بگيرد و ميخواست كلهرها را حاضر كرده طرف چپ راه روسها را بگيرد طرف راست هم كه بواسطه سنجابيها گرفته بود وسط را هم اردوى عثمانى نگاهميداشت بهرصورت شكست كرمانشاهان طورى موهن و موحش بود كه كسى باور نميكرد براى ما ديگر قوهئى مانده باشد كه بتواند از اردوى فاتح روس جلوگيرى كند و پيشآمد اوضاع كرند هم اين خيالات را قوت ميداد ولى طولى نكشيد كه اين خيالات از سر روسها و ديگران خارج شد و دانستند هنوز قوه اين طرف محو نشده ميتواند خود را جمعآورى كند .
در اينجا برفتار دكتر واسل وزير مختار آلمان اشاره نمايم كه راه كرمانشاهان را تا بقصرشيرين چگونه ميپيمود وزير مختار مزبور كاروانى تشكيل داده خود نيز سواره با كاروان حركت ميكرد و منزلبمنزل با مهاجرين بود و چون در كرمانشاهان رؤساى مهاجرين را شناخته بود در راه كه اغلب به آنها برميخورد يكيك آنها را دلدارى ميداد و ميگفت جنگ است فتح و شكست هردو را دارد ما نبايد نااميد باشيم بلكه بايد اميدوار بود كه به زودى از همين راه بكرمانشاهان مراجعت نمائيم و لكن پيدا بود كه از روى مهاجرين خجلت دارد زيرا خودش تصديق داشت كه سابقين او بوعدههائيكه بايرانيان دادهاند وفا ننمودهاند و ايرانيان مجاهد تا يك درجه فريب وعدههاى آلمانها را خوردهاند و اگر عثمانيان در اين كار اخلالى كرده باشند هم نميتواند ذمه وعدهكنندگان آلمانى را برى كرده باشد .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٤٤