دوماره بفاصله چند ساعت اردوى او را متفرق ساخت كلنل بپ آلمانى از بودن ژاندارمرى تحت رياست اين گونه صاحبمنصبان جوان بىتجربه كه در ميان آنها اشخاص طماع عياش هم يافت ميشد نهايت نگرانى را داشت و بيكى دو فوج قشون عثمانى هم كه بمدد ما آمده بمواقع مدافعه از بيد سرخ و قزوينه و غيره فرستاده شده بودند اعتمادى نداشت سوارهاى چريك هم براى گرفتن حقوق معوقه هركجا بودند بكرمانشاهان آمده اطراف نقاط مدافعه را خالى گذاردند چنان كه كمتر روزى بود يكعده سوار بختيارى كاشانى اصفهانى ملايرى عراقى و غيره بدون اينكه كسى آنها را احضار كرده باشد بكرمانشاهان وارد نشوند و با نظام السلطنه در كشمكش حقوق عقب افتاده نبوده باشند از هركس ميپرسيديم چرا آمديد ميگفت براى پول چرا نميرويد فشنك نداريم .
اما پول بواسطه زيادرويهاى پيش و مصارف بيهوده بيحساب و طمعكارى دلالان سواربده كه كمكم تقلب آنها آشكار شده بود از طرف آلمانها جلوگيرى ميشد بعلاوه نظام السلطنه خود را ميان صندوق آلمان و ارباب حقوق واسطه گذارده هرچه ميخواست ميگرفت و هرچه ميخواست ميداد اما فشنك اولا بواسطه خلف وعدههاى آلمانها يا جلوگيرى عثمانيان از رسيدن مهمات جنگى بايران كار فشنك سخت شده بود و اگر كم و بيشى هم صاحبمنصبان آلمانى در محل جمعآورى كرده بودند به خيال اينكه مبادا فشنكها را بدست عشائر بدهند از ميان برود در دادن آن امساك ميكردند بعلاوه كه براى تفنگهاى ناجورى كه بدست سوار عشائرى و غيره بود فشنگهاى مختلف يافت نميشد بلى در ميان رؤساى عشاير تنها سرداران ايل سنجابى پسران شير خان صمصام الممالك بودند كه استعداد قابلى بميدان آورده براستى و درستى رفتار ميكردند سرداران سنجابى از اداره نظامى فشنك نميگرفتند و ذخيره اردوى آنها بدست مأمورين آلمانى بود كه هركجا هرچند لازم ميداشتند ميگرفتند سنجابيها در اين كار نام نيكى از خود گذاشتند سردار ناصر پسر بزرك شير خان اگرچه شخصى درستكار و رئيس آينده طايفه است ولى على اكبر خان سردار مقتدر برادر كوچكترش در سياستمدارى و تدبير و رأى بر او برترى دارد و يكى از مردان با كفايت ايران بشمار است در اينوقت سرحد قروه به او سپرده بود و مكرر شكايت مينوشت بكميته كرمانشاهان و بنظام السلطنه كه مرا در اين
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٣٦