تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
در خاتمه يك جوان باشهامت از مردم ليتوانى (
Lithuanien
) اخطار نمود كه اجتماع كنگره سال آينده از براى مردمانى خواهد بود كه نسبت به آنها از طرف دول مقتدر ظلم و اجحافى رفته باشد انتهى » اميدواريم تشكيل اين كنگره كه اول قدم را در جاده سعادت حقيقى بشر گذارده است در آتيه نتايج خوبى دربر داشته باشد . اينك باز شمه‌ئى از احوال پريشان ايران بنگاريم در اول فصل شانزدهم نوشته شد كه بتحريكات داخلى و خارجى محمد عليشاه مخلوع طرد گشته از مشرق ايران و برادرش سالار الدوله تبعيد شده از مغرب بمملكت وارد شده هريك جمعى مسلح دور خود جمع كرده خواستند بتهران حمله آورده تخت و تاج را تصاحب نمايند و دولت مشروطه ايران كه اكنون بدست بختياريها است اين حمله‌ها را دفع داد و شر آنها را رفع كرد در اين صورت بايد خوشحال بود و بقدرت دولت و بعظمت حكومت ملى باليد ولى دو نكته را نبايد از نظر دور داشت كه هردو موجب بسى تأسف است اول آنكه در اين حمله ها و دفعها بر قصبات و دهات بلكه بر شهرهاى شرقى و غربى مملكت كه محل تهاجم و ميدان مبارزه‌ها بوده و بر مردم بيچاره آنها كه سالها دچار بدبختى بوده‌اند چه وارد شده است خصوصا كه عادت بختياريان اين است جنك را براى غارت ميكنند و در وقت غارت كردن فرق نميگذارند شتر صالح است يا خر دجال در اين صورت بايد بر حال ساكنين نقاطى كه محمد عليشاه و سالار الدوله شكست خورده از آنجاها ميگذرند و بعد از آن اردوى بختيارى آن محلها را تصرف مينمايد بسى رقت نمود و گناه را همه در نامه اعمال مسببين اين قتل و غارتها از عمال داخلى و خارجى نوشت . گويند يكى از سوارهاى بختيارى از حدود استرآباد رختخوابى را بشتاب جمع كرده بغارت ميبرد بعد از چند روز بوى عفونت از آن بسته بلند مىشود چون ميگشايند طفلى مرده در ميان آن ديده مىشود از اينجا به وضع غارتگرى بختيارى ميتوان پى برد . بهرحال در اين حمله‌ها و دفعها خسارت مالى و جانى بسيار بمملكت ميرسد و مهمتر از اين خسارتها يك خسارت سياسى است كه بروح مملكت وارد ميگردد و اركان استقلالش را متزلزل ميسازد شرح واقعه آنكه مستر شوستر امريكائى و ديگر
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 191 | يحيى دولت آبادى