و معلم قرآن و شرعيات در مذهب اسلامى است مترجم من است به زبان انگليسى و شرح ذيل را ميگويم .
صورت پيشنهاد من بكميته :
تصديق دارم كنگره بايد مكرر شود اگر سه سال بسه سال بشود بهتر است چهار سال هم زياد نيست بهتر اين است هردفعه در يكى از پنج قطعه عالم باشد به اين ترتيب اول اروپا دوم آسيا سيم امريكا چهارم افريقا پنجم استراليا و اما نامش اين نام نژادى شبههانداز است كه كنگره براى بحث در موضوع نژادها تأسيس شده در صورتى كه اينطور نيست پس اگر به اسمى خوانده شود كه اين شبهه از آن توليد نشود بهتر خواهد بود و بهرصورت مسئله نام چندان اهميت نخواهد داشت .
و اما وظيفهاش فراهم آوردن موجبات ازدياد روابط الفت و صميميت ما بين طوايف و اقوام عالم و تشويق حسن موافقت برادرى آنها با يكديگر و اينكه همه باهم رفتار عادلانه بنمايند و هم ترويج يك خط و زبان بين المللى نبايد از نظر محو بگردد .
و اما نقش و علامت همين كه هست خوب است و تغييرش لازم نيست .
در جلسه دوم نمايندگان عثمانى سليمان بستانى و رضا توفيق فيلسوف كه هردو از فضلاى نامى عثمانيند حاضر ميشوند در اول مجلس پيشنهاد من خوانده مىشود و مسئله انعقاد كنگره در پنج قطعه عالم مطرح ميگردد و مذاكره به طول ميانجامد بيشتر حاضرين با نظريه من موافقت ميكنند و بعضى از بابت استراليا اعتراض ميكنند كه استراليا دور است و جمعيتش كم و اجتماع در آنجا خوش نيست بعضى بحمايت نظريه من جواب ميدهند اگر بنا است كنگره عمومى باشد نميشود استراليا را بالمره از نظر انداخت خود جواب مىدهم من استراليا را آخر گذاردهام و در صورتى كه هرچهار سال يك مرتبه كنگره منعقد شود شانزده سال طول ميكشد تا به آنجا برسد و تا آنوقت البته تغييرات در اوضاع آنجا هم حاصل ميگردد بهرحال اين مجلس قسمت عمدهاش بمذاكرات بر روى پيشنهاد من ختم مىشود و جلسه بعد بروز سهشنبه 18 ژويه مقرر ميگردد كه در آن روز كنفرانسى داده شود از طرف پرفسور آدلر نمايندگان هم در مسائل مطرح شده عقايد خود را بگويند و بنويسند نگارنده هم عقايد خود را
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٧١