تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بالاخره زحمت اين كار بدوش تو خواهد افتاد بىآنكه به مقصود خود رسيده باشى ولى نگارنده نميتواند از خيرخواهى وى استفاده نمايد . چند ماه مؤسسين شركت مزبور اجتماع نموده به كارهاى آن رسيدگى مينمايند تا آنكه سردار مكرم از دنيا ميرود و احتشام السلطنه از تهران دور مىشود حاج حسين آقا مسافرت طولانى مىكند اعتماد السلطنه نيز بواسطه كم حالى ذاتيكه دارد نميتواند يا نميخواهد اقدام درستى نمايد . بالاخره تمام بار زحمت بدوش نگارنده افتاده بىآنكه كمتر فايده مادى بر آن مترتب گردد از طرف ديگر پيش‌آمدهاى بىانتظار كه سرآمدش تغيير سياست دولت است با آنچه در فصول بعد بىفاصله خواهيد خواند چرخ معارف را از سرعت سيرى كه داشته بازميدارد و خورشيد آزادى مطبوعات كه تازه از افق سر برآورده در پس ابر سياه غرض‌رانيها پنهان ميگردد . حرف علم ، كتاب ، مدرسه ، مطبوعات و آثار فكرى از زبانها كمتر شنيده مىشود و بگوشها كمتر ميرسد در اين حال جمعى از اشخاص طمعكار كه از راه مطبوعات معاش مينمايند رواج بازار آثار شركت طبع كتب را ديده بتقليد نمودن در آنها و با استفاده هاى خصوصى از فوايد آن پرداخته از هر راه اسباب خسارت براى شركت و زحمت براى كاركنان آن فراهم ميآورند و چون شركت مطبوعات از مؤسساتى است كه در پرتو يك روشنائى كه مانند برق در اول دولت جديد جهيدن نموده و غايب گشته تأسيس شده دولتيان وقت هم بديده عطوفت به آن نظر ننموده روى مساعدتى بوى نشان نميدهند در در اين صورت هرگونه تشبثى براى دفاع از حقوق شركت بشود بىنتيجه خواهد بود . نگارنده چون اوضاع را چنين مشاهده مينمايد نه تنها از توسعه دادن دائره شركت منصرف ميگردد بلكه با جديت تمام اطراف آن را جمع‌آورى نموده سهام شركاء را خريده بىآنكه به كسى ضررى رسيده باشد شركت را منحل ميسازد و در مقابل چند سال زحمت مسرور است كه آثارى از آن شركت در دايره معارف و مطبوعات باقى است و آن چند جلد كتاب سودمند است بدنامى هم براى شركت باقى نمانده است . بلى بايد اعتراف نمود كه هنوز حس اجتماعى در اين ملت قوت ندارد در اين صورت