تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
امير بهادر جنگ رئيس كشيكخانه وليعهد است خود را در مذهب متعصب مينماياند اين شخص اگرچه عامى است و از اوضاع روزگار بى خبر ولى كاركن و با عزم و استقامت است . از خانواده نظام العلماى تبريز چند تن پير و جوان از مقربان وليعهدند و نيز از اولاد حاج صدر الدوله اصفهانى نواده‌هاى حاجى محمد حسينخان صدر اعظم چند تن از خلوتيان و مقربان او ميباشند . ميرزا محمود خان حكيم الملك هم طبيب وليعهد است و نفوذ تام در وجود او دارد وليعهد در ميان اجزاى خود يك سيد محترم هم دارد كه به او اظهار ارادت مينمايد و اين شخص آقاى بحرينى مىباشد وليعهد چون از رعد و برق و انقلابات هوائى ترسناك مىشود به سيد مزبور پناه برده در سايه رداى او وحشت خود را بر طرف مينمايد . سيد و اولاد او هم وليعهد را باخلاقى كه بيشتر موجب حاجتمندى او بايشان و مزيد استفاده نمودن آنها بوده باشد تشويق مينمايند . اين مردم كه سالها در آذربايجان در خدمت وليعهد بفلاكت گذرانيده انتظار ميكشيده‌اند وليعهد شاه شود و بنوائى برسند در اين وقت با هواهاى بلند با آرزوهاى بسيار با كيسه‌هاى خالى و مغزهاى پر از طمع مصمم آمدن بطهران و رسيدن بمقامات عالى ميباشند . عين الدوله كه اردوى وليعهد در تحت رياست او بمقر سلطنت ميرسد خود را از حالا صدر اعظم ميداند امير بهادر جنگ خود را سپهسالار ميشناسد . و بالجمله همراهان وليعهد مشاغل عالى دولتى و فرمانفرمائى ايالات و ولايات را در ميان خود در عالم خيال تقسيم نموده هيچكس از رجال ناصر الدينشاه را در مقابل خود قابل اعتناء نميدانند . پس از رسيدن مژده سلطنت بوليعهد بضميمه مبلغى پول نقد براى تدارك مسافرت فرزند ارشد خود محمد على ميرزا را بجاى خود نشانيده بجانب طهران رهسپار ميگردد تا از طهران پيشكار كل به آذربايجان بفرستند . اينك باوضاع طهران بعد از كشته شدن ناصر الدين شاه و پيش از ورود مظفر الدين شاه نظرى بايد كرد بديهى است تهيه فوق العاده كه براى گرفتن جشن قرن دوم شاه