تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
جنگنامهء كشم
بنام خداى ايزد ذو الجلال * خدايى كه ويرا نباشد زوال
خدايى كه ليل و نهار آفريد * خزان برد و فصل بهار « 1 » آفريد
خدايى كه او آفريده ز خاك * عجب صورتى دلكش [ و ] خوب [ و ] پاك ( b 2 )
پس از حمد حق نعت پيغمبر است * كه او شافع خلق در محشر است
محمد چراغ همه مؤمنان * سر و سرور « 2 » جمله پيغمبران
پس از نعت پيغمبر با يقين * دگر گوى مدح شهنشاه دين
على آنكه داماد پيغمبر است * گشاينده قلعه خيبر است ( a 3 )
على آنكه او صاحب دلدل است * زبانم بمدحش دو صد « 3 » بلبل است
اللهى كه تا شاه عباس باد * ورا مهره بخت در طاس « 4 » باد
هر آنكس كه بر وى نه اخلاص باد * بفرق سرش تيغ الماس باد
على رغم حاسد ز لطف إله * بگو مدح نواب انجم سپاه ( b 3 )
هامش
( 1 ) . اصل : نهار . ( 2 ) . بونلى : سرور و سر . ( 3 ) . بونلى : ضد . ( 4 ) . اصل : طاش .