و تسعمائه معمار همت عالى نهمت نواب [ 118 الف ] مرتضى ممالك اسلام مقتداء ارباب عرفان نور حدقهء اشراف و اعيان جهان امير غياث الدين محمد مير ميران به عمارت آن امر فرمود . مهندسان صاحب هنر و استادان ماهر دانشور در ساعتى خجسته و طالعى شايسته طرح عمارات عالى اساس انداختند . عمله و پيشه كاران چابك دست كه هر يك سر آمد كشورى و يگانهء مملكتى بودند دقايق حذاقت و مهارت در تشييد اركان و بنيان آن به ظهور رسانيدند . اصناف صناع و پيشهوران هر يك در فن خود غايت جهد مبذول داشتند تا از ميامن التفات آن حضرت شرفات عاليش چون مصاعد قدربانى به محاذات ايوان كيوان رسيد ، و صفاى صحن دلگشا و طيب هواى روح - افزايش خط نسيان بر اوصاف باغ جنان و روضهء رضوان كشيد ، شعر :
زهى بلند بنايى كه غرفههاى بهشت * ز رفعتش همه هستند معترف به قصور
و بر اطراف و جوانب فوارهها و آبشارها در جوش و خروش ، نظم :
ز جيب ارغوانهاى شفق پوش * ز آب لعل صد فواره در جوش
ز هر سو آبشارى ارغنون ساز * همه از يكديگر در جلوه ممتاز
يكى چون ابر نيسان قطره بار است * گلاب افشان [ 118 ب ] جيب لاله زارست
نسيم از قطره افشانيش هر دم * دهد بر باد خرمنهاى شبنم
و ديگرى از باغات آن محل موسوم است به باغ فردوس و آن باغيست به غايت دلگشا و روضهاى بسيار خوش هوا ، نظم :
درختانش همه بالا كشيده * بر آنجا ميوههاى خوش رسيده