رباط انجيره
در سوابق زمان در آن مكان رباطى ساخته بودند كه اثر آبادانى بر آن نمانده بود . خلف الاهالى ميرزا اسحق بيك بايندرى چنانچه شمهاى از حال او درين اوراق سمت گزارش « 1 » يافته آن را عمارت نمود و مصنعه ساخته تا پايان كوه كه در آنجا چشمهء آبيست ممر ترتيب داد و الحال از آن آب مملو مىشود و مترددين [ 108 ب ] مستفيض مىگردند .
رباط خرانق
از مؤلفات اهل تواريخ به نظر نمىرسد كه بانى آن چه كس بوده . در افواه مذكور و مشهور است كه چهار هزار سال و كسرى قبل ازين خور افروز نام گبرى رباط خرانق و ديه را ساخته و خورنق نام نهاده و به كثرت استعمال در زبان خاص و عام به خرانق اشتهار يافته .
رباط ساغن « 2 »
در بيست و شش فرسخى يزد واقعست و متوطنين آنجا در كمال صلاح و پرهيزگارى و در نهايت بىچيزى و پريشانىاند و به امر « شال بافى » اشتغال دارند .
سلالهء اولاد مصطفى شاهزاده قاسم در آن ارض مدفون است و مزار متبرك خراب گرديده بود ، معمار همت رفعت و معالى پناه زاير بيت اللّه الحرام ميرزا محمد امين يزدى آن مزار را تعمير نموده فرش گسترانيد و اكنون مطاف طوايف انام و معبد خاص و عام است .
رباط پشت بادام
در آن محل دو چشمهء آب واقع است : يكى شور و ديگرى شيرين و متوطنين آنجا در كمال تمول گردنكشى و شرارت ذاتى را با جلافت مكتسبى جمع نموده با آينده و رونده سلوك پسنديده مسلوك نمىدارند . در سنهء « 3 » كه خاقان كامياب فلك جناب ، بيت :
هامش
( 1 ) - اصل : گذارش
( 2 ) - نسخهء وزيرى : ساغند
( 3 ) - در اصل سفيدست