تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
جمع به هم آمده انس و ملك * پر ز فغان كرده رواق فلك سوزدرون بين كه بهر يا ربى * سوخته بر چرخ برين كوكبى
و چون نوبت توليت شرعى به عالىجناب غفران پناهى مولانا عبد الحى انتقال يافت در رواج و رونق و تعمير آن مسجد كه نمونه‌اى از مسجد اقصى است سعى موفور نموده مؤذنان و حفّاظ و خدّام تعيين و مقرر داشت و آشخانه ساخته اطعام يوميه به جهت فقرا و مساكين مقرر نمود و ساحت در مسجد و دهليزها و اطراف و جوانب از سنگ فرش نمود و املاك و رقبات و دكاكين بىشمار از حاصل مسجد خريدارى كرده داخل موقوفات آن سركار گردانيد . و بعد از او عالىجناب نجابت و افادت پناه خلف الاكابر و الاهالى مولانا شهاب الدين عبد اللّه خلف ارجمند سعادتمند آن جناب علم توليت شرعى افراشت و بسيارى از رقبات و املاك در شهر و بلوكات خريده و اجراى قنوات و مزارع كرده بر موقوفات مزيد ساخت و به تعمير و عمارت [ 99 الف ] به نوعى سعى نمود كه زياده بر آن بر متخيلهء احدى نگذشته بود ، للّه الحمد و المنة كه به سعى عالىجناب مومىاليه مسجد مزبور در كمال رونق [ است ] و حاصل موقوفات آن به موجب شروط واقف به مصرف رسيده دقيقه‌اى فروگذاشت نمىنمايد . بر مرآت ضمير آفتاب كردار علماى دين‌دار و صلحاى عالىمقدار صورت اين معنى عكس‌پذير خواهد بود كه اين مسجد همايون مسكن زهاد و عباد و اوليا و اتقيا و مأمن اصحاب حاجات و مرجع غربا و فقرا بوده و هست و هركس كه بر سبيل عبور يا به جهت اداى فرايض بدين مكان شريف درآيد از دل كه پادشاه شهرستان بدن است رخصت نيابد كه قدم بيرون نهد و هرچند گردون پير گرد معمورهء عالم گرديده و با صد هزار ديده نظاره نموده شبيه و نظير آن نديده و گوش هوش زمانه قرين و عديل آن نشنيده و چنان مرتفع و زيبا به چشم بينا درمىآيد كه گوئيا شاعر دربارهء آن گفته ، بيت :