خاتون صحن مسجد جامع را سنگ مرمر فرش نمود و دو ستون [ 98 ب ] از مرمر در دو جانب صفه گذاشت . و منبر خطيب كه از چوب بود برداشته در عوض آن از كاشى الوان مرتب داشت و به صحت رسيده كه به فرمودهء ستر عظمى از كربلاى معلى خاك عنبر بيز در پشت شتران و دواب به يزد نقل نموده اين منبر مبارك ترتيب يافته . و در هر جمعه خطباى فصاحت شعار بر فراز منبر به خواندن خطبهء اثنى عشر قيام مىنمايند ، مثنوى :
خطبه كند بر سر منبر خطيب * راست چو بر شاخ شجر عندليب
نغمهء نوروزى و سوز درون * ديده و دل خوش كند و غرق خون
خلق در آن جمع به پهلوى هم * انس گرفته همه بر بوى هم
دست دعا رفته سوى آسمان * زلزله آمد به زمين و زمان
شيوهء شيون به بدن راه يافت * آتش دل دستگه آه يافت
دل به درون گرم چو خورشيد شد * رعشهء تن بر نهج بيد شد
نعرهء يا رب ز فلك درگذشت * اشك روان آمد و از سر گذشت
گشته فلك زخمگه تير آه * رحمت حق ريخته زآن جايگاه
از نم درياى كرم كوه كوه * فيض خدا ريخته بر آن گروه