آفريد و از پس ناتوانى به شما نيرو داد ، و در پى نيرو دوباره ناتوانى و پيرى آورد ، هر چه بخواهد مىآفريند و او داناى تواناست )
يعنى انسان ابتداى خلقتش از نطفه ضعيف بوده و يا در ابتداى طفوليّت موجودى ناتوان و ضعيف بوده و آنگاه خداوند او را پس از اين ضعف به قوت و حدّ بلوغ مىرساند و مجددا پس از طى دوران جوانى او را به پيرى و ضعف مىرساند و خداست كه هرطور بخواهد مىآفريند و اين اوست كه امر خلقت و زندگى بشر را تدبير مىكند چون او عالم و قادر است و به احوال و مصالح امور شما علم دارد و قادر بر تدبير امور شماست .
( 55 )
( وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ )
: ( و روزى كه قيامت بر پا شود گنهكاران سوگند مىخورند كه جز ساعتى درنگ نكردهاند ، آنها همواره همينطور حق را باطل مىكردند )
مىخواهد بفرمايد گنهكاران و كفّار هيچ اميدى به هدايتشان نيست چون اينها همواره حق را به صورت باطل مىپندارند و آيات صريح و روشن را انكار مىكنند و افترا مىبندند و اين حالت گرايش از حق به سوى باطل تا قيام قيامت با آنها همراه است بطوريكه در آن روز هم امر برايشان مشتبه مىشود و خيال مىكنند بين مرگ تا قيامت غير از يك ساعت درنگ نكردهاند .
( 56 )
( وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ )
: ( و كسانى كه به آنها علم و ايمان داده شده مىگويند همانطور كه خدا در كتابش خبر داده بود ، مدّت بين دنيا و آخرت را درنگ كردهايد و اين همان آخرت و روز رستاخيز است ، امّا شما نمىدانستيد )
يعنى اهل علم و ايمان در ردّ سخن مجرمين مىگويند : درنگ شما مقدار فاصلهء بين دنيا و آخرت بوده ، نه اينكه يك ساعت از ساعات دنيا باشد ولى چون شما هميشه در بارهء قيامت در شك بوديد و جز به امور مادّى يقين نداشتيد و تنها به دنيا دلبسته بوديد ، اين مدّت به نظر شما يك ساعت رسيد و امروز همان روز رستاخيزى است كه شما آن را