همچنين شياطين از شنيدن اخبار آسمانى و اطلاع از آنچه در ملاء اعلى مىگذرد ، دور و بر كنارند ، چون بوسيله شهابهاى ثاقب از گوش دادن رانده مىشوند « 1 » .
( 213 )
( فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ )
: ( پس هرگز در كنار خداى يكتا خداى ديگر را مخوان كه در اين صورت از معذّبين خواهى بود )
( 214 )
( وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ )
: ( و خويشان نزديكت را بيم بده )
( 215 )
( وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ )
: ( و در برابر مؤمنانى كه از تو پيروى كردهاند ملايمت در پيش بگير )
( 216 )
( فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ )
: ( و اگر نافرمانيت كردند ، بگو من از اعمالى كه انجام مىدهيد بيزارم )
( 217 )
( وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ )
: ( و به خداى غالب و مهربان اعتماد و توكّل كن )
( 218 )
( الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ )
: ( همانكه وقتى قيام مىكنى ، تو را مىبيند )
( 219 )
( وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ )
: ( و نيز حركت تو را در ميان سجده كنندگان مىبيند )
( 220 )
( إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ )
: ( همانا او شنوا و داناست )
در اين آيات رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را از شرك به خدا نهى مىكند و مىفرمايد اگر چنين كنى آن عذاب موعود به تو نيز مىرسد و داخل در زمرهء معذبّين مىشود ، به نظر بعضى مفسران وجود عصمت موجب بطلان تعلّق امر و نهى به آن جناب و هر معصوم ديگر مىشود ، لكن بايد دانست چنانچه بارها گفتهايم عصمت منافى با تكليف نيست . چون اعمال صالح كه تكليف به آن تعلّق مىگيرد ، همانطور كه نفس آدمى را به كمال مىرساند ، خود نيز از آثار كمال نفس است و معقول نيست كه نفس كسى به كمال برسد ، ولى آثار كمال را نداشته باشد . پس مادامى كه انسان وابسته به زندگى زمينى است بايد
هامش
( 1 ) .( إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ )جز آنكه بر بايد ربودنى را كه در اين صورت شهابى نافذ او را دنبال مىكند ) سورهء صافّات ، آيهء 10 .