است ، يعنى من هيچ اختيارى در آوردن عذاب ندارم و اين امر نيز چون امور ديگر بدست خداست و او بهتر مىداند كه اعمال بندگانش مستوجب عذاب هست ، يا نه . و سرانجام در اثر اعمال و اقوال پليدشان و به جهت اينكه آن حضرت را تكذيب نمودند ، عذاب روزى بزرگ آنها را دربرگرفت كه ظاهرا عذاب ايشان به صورت ابرى پرحرارت و مسموم بود كه بر آنها سايه افكند و همراه با صيحهء آسمانى همه آنها را نابود و هلاك كرد و در آخر نيز همچون فرازهاى ديگر مىفرمايد ، همانا در اين ماجراى شعيب نيز نشانههايى بر توحيد وجود داشت اما اكثر قومش به او ايمان نياوردند و همانا پروردگار تو عزيز است پس در عقوبت بندگان عجله نمىكند چون آنها در تحت اختيار او هستند و نيز مهربان است پس در امر هدايت آنها شتاب مىكند و آنها را به حال خود رها نمىسازد .
[ آيهء ( 227 - 192 ) توضيح دربارهء چگونگى انزال و تنزيل قرآن بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ردّ سخن مشركان كه پيامبر را مفترى يا شاعر مىناميدند ]
( 192 )
( وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ )
: ( اين قرآن كتابيست كه از ناحيهء پروردگار جهانيان نازل شده )
( 193 )
( نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ )
: ( و آن را روح الامين فرود آورد )
( 194 )
( عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ )
: ( به قلب تو تا از بيم دهندگان باشى )
( 195 )
( بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ )
: ( به زبان عربى واضح )
( 196 )
( وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ )
: ( و همانا آن در كتابهاى گذشتگان نيز هست )
( تنزيل ) يعنى اينكه خداوند چيزى را كه نزدش مىباشد به موطن و عالم خلق و تقدير فرود آورد و اين كلمه دلالت بر تدريج مىكند ، به خلاف ( انزال ) كه به معناى نزول دفعى و يكباره است « 1 » .
به هر جهت مىفرمايد اين قرآن از ناحيه رب العالمين نازل شده و اگر كلمهء ربّ العالمين را به كار برده براى اين بوده كه دلالت كند بر يگانگى و توحيد ربوبيّت ، چون مشركان معبود و خداى موجد و آفريننده را قبول داشتند اما او را رب العالمين و
هامش
( 1 ) . چنانچه گفتيم قرآن يك بار دفعتا بر قلب مبارك پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نازل شده و بار ديگر به صورت تدريجى در طى 23 سال به فراخور شرايط بر آن حضرت فرو فرستاده شده است . ( مترجم )