و بر در خانه مصنعهاى چون فكر عقلا عميق و مانند همت خود وسيع بساخت .
و جماعت خانه [ اى ] [
a
132 ] نيكو باتمام رسانيد و صبح و شام حفاظ كلام ملك علام بتلاوت قراءت مشغول مىبودند .
و در برابر خانه دو حمام بساخت يكى برسم رجال و ديگرى به جهت نسا و بر در حمام القاب خاقان منصور بكاشى ثبت نمود .
و بر سر ريگ كاروانسرائى كه مشهور به خان قلندر [ بود ] عمارت جديد كرد .
و همچنين در بازار مذكور كاروانسراى ديگر بخريد معروف بخان [ ] و آن را هم عمارت كرد و اكنون اشتهار يافته به « خان محه ؟ ؟ ؟ » ( كذا ) .
و بازارى در سر ريگ بساخت و مدتى بگرمى بازار و سودا و معامله مشغول مىبود تا كه از هاتف غيب اين ندا بگوشش رسيده ورد خود ساخت :
نظم
وقت صبوحم خرد نامور * كرد خطابى كه زهى بى خبر
چند بهر آرزوئى رو كنى * روى هوس اين سو و آن سو كنى
دست تصرف ز جهان بازگير * كين نه خرابيست عمارت پذير
روح « نظامى » بدعا شاد كن * وين سخن از گفتهء او ياد كن
صحبت گيتى كه تمنى كند * با كه وفا كرد كه با ما كند
و داعى حق [ را ] لبيك اجابت گفته متوجه رياض جنان گرديد .
فرزندان آن جناب خواجه شمس الدين محمّد و خواجه زين الدين على و خواجه حاجى غياث الدين غفر اللّه لهم به جهت مدفن پدر بزرگوار در جنب « مزار اسكندريه » كه حوالى خانهء ايشان بود طرح مدرسهء عالى انداختند و در جنب مدرسه گنبد عالى مانند قبهء آسمان برافراختند و به طلا و لاجورد منقش كردند و پنجرهء آهنين [
b
132 ] بر شارع نهادند و مصنعهاى وسيع در جنب مدرسه بساختند و بازارى با دكاكين بسيار بنا فرموده باتمام رسانيدند .
و بر درگاه گنبد كتابهء تاريخ به خط مرحوم مولانا محمّد شاه بكاشى تراشيده