و همچنين در ميان شهر چهار سوقى با چهل دكان بساخت و آن را بازار گنبد نام كرد .
و در جنب مسجد جامع كبير طنبى عالى بنا فرمود و در اهرستان باغى بود از جملهء محدثات اتابكيان و عمارات آن رو به خرابى آورده بود و آن را باغ ابو سعدى ميگفتند ، [
a
100 ] نصرة الدين شاه يحيى آن باغ را عمارات كرده طنبى و ايوان و حوضخانهء عالى بنا فرمود و درياچهء عالى وسيع بساخت و چهار صفه در چهار جانب حوضخانه باتمام رسانيد و قصيدهء شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى عليه الرحمه در كتابه ثبت فرمود و مطلع قصيده اينست .
قصيده
فضل خداى را كه تواند شمار كرد * يا كيست آنكه شكر يكى از هزار كرد
آن صانع قديم كه بر فرش كاينات * چندين هزار صورت الوان نگار كرد
و بر گرد عمارت و درياچه درختان سرو و چنار بنشاند و سروها ثابت بود تا سنهء هزار و پنجاه هفت هجرى [ « 1 » ] كه زمستانى صعب شده برف عظيم باريدن گرفت ، چنانچه قرب سه ماه در كوچهها برف مانده بود و جميع بازارها و اكثر خانهها منهدم و خراب گرديد و تمامى سروها [ ى ] شهر و ولايت خصوصا سروهاى باغ مذكور خشك شد .
و نيز شاه يحيى به جهت فرزند دلبند سلطان جهانگير كه در صدف سلطنت و گلدستهء بوستان معدلت بود عمارتى عالى و طنبى منتقش بر سر آب داخل همان باغ بساخت و بر در باغ ساباطى « 2 » خوب عالى رفيع و دو رويه دكانچهها بساخت و در برابر ساباط ميدانى وسيع بنا فرمود كه هر پسينگاه شاه يحيى از باغ بيرون آمده و بر ايوان صفه بر مسند سلطنت نشسته امرا و اركان دولت و ندما [
b
100 ] گوى باختندى و شير « 3 » با گاو بجنگ انداختندى و كشتى آن روز آزمودندى و هركس هر « 4 » هنرى كه داشتى اظهار كردى . و آب تفت از ميان ساباط گذشته به باغات و محلات منقسم شدى .
هامش
( 1 ) - در اصل جاى دو يا سه كلمه سفيد مانده است
( 2 ) - اصل : سباطى
( 3 ) - اصل : شر
( 4 ) - اصل : و كشتى كه آن روز آزمودندى و هركس و هنرى