[ استخلاص قلعهء شوشى و مرگ آقا محمد خان ]
ذكر استخلاص قلعهء شوشى و خاتمهء كار خاقان كشورستان سعيد شهيد انار الله تعالى برهانه بعد از آنكه استصفاى مملكت خراسان به مشيت داور منان به دستيارى عزايم خديو زمان به كفايت رسيد و آن مملكت خامس ممالك محروسهء شاهى گرديد اراده فرمودند تا به عمل جزّ لشكرى قلعهء شوشى را مضاف محروسات خود سازند .
پس غازيان نصرت نشان را حكم به تهيهء اسباب مسافرت فرموده [ 21 پ ] در ساعتى كه ستارهشناسان به جهت مسافرت موكب همايون تعيين نموده بودند خارج از دار الخلافه مضرب خيام سلطنت گرديد ، و چون از شهر بيرون شدند حكم جهان مطاع سمت نفاذ يافت تا منشيان عطارد نشان مراسلتى ملاطفتآميز به مجتهد الزمان علامهء دوران ميرزا محمد مهدى مشهدى نگاشته تمناى توجه آن جناب را به دار الخلافهء طهران و توقف در آنجا مادام مسافرت موكب ظفرنشان و اقامت به مراسم امامت جمعه و جماعت و محافظت بازماندگان حضرت سلطنت در مطاوى مراسلت نمايند .
مقصود همايون اگرچه در ظاهر جز اين نمىنود ، اما در معنى مطالبهء شش جعبه جواهرى كه شاهرخ شاه به معرض شهود رسانيده كه در نزد آن جناب مستودع ساخته است ، بود .
پس مراسله را مصحوب چند نفر نسقچى و يك نفر پيشخدمت انفاد خدمت آن جناب نموده مسلك مسافرت قلعهء شوشى را به قدم مسارعت و معاجلت پيمودند .