چون اردوئيان همايون رحل ورود حوالى قلعهء مزبوره گشودند و آثار خلاف از وجنات احوال ابراهيم خليل والى آنجا ملاحظه نمودند به حكم همايون قلعه را در مضيق محاصره و خود را پيرامون مركز آن بر صفت دايره ساخته بعد از چندى كه كار بر قلعهگيان تنگ و پاى تحملشان بر سنگ آمد ابراهيم خليل با معدودى از خواص سالك طريق فرار و قلعه مسخر غازيان نصرت شعار گرديده خديو زمان نزول اجلال در اندرون قلعه فرمودند ، و بعد از آنكه بساط ذخاير اموال و نفايس اسباب ابراهيم خليلى را به قدم نهب و غارت و انفاد به دار الخلافه فرمودند و عورات او را مأمور و همراه معتمدان روانهء طهران نمودند نيم شبى يكى از پيشكاران حضور مبارك كه مبانى بيم هلاكت خود را به دستيارى حصول وحشتى بواسطهء ظهور خطيئتى مرصوص و مستحكم نموده بود دست از آستين جسارت بيرون آورده پاى جرأت در ساحت سراپردهء سلطنت گذاشته رخسار تيغ را از نجيع حلقوم آن داور [ 22 ر ] كشورگير غازه و كتاب جهاندارى را عاطل از شيرازه ساخت .
چون زبان صبح به افشاى راز درون شب پرداخت منطق زمان از گفتهء حكيم اوحد الدين انورى لواى مرثيتخوانى در ساحت مصيبتكدهء آن خطهء ميشوم افراخت .
بيت
دير شد دير كه خورشيد فلك رخ ننمود * چيست امروز كه خورشيد جهان ناپيداست