تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
معرض عطب درآيد و خونها هدر گردد ، و واسطهء عقد انواع حيا آنست كه خداوندان كرم را مانع از نوميد ساختن ارباب مسئلت گردد ، و داعى اين معنى آيد كه بدانچه سائلين درخواست مىكنند اگرچه عفو از گناهان بزرگ و جنايات سترگ باشد ابواب اجابت بر چهرهء مسئولشان گشايند و به جانب رد آنها به مقتضاى سيرت ستودهء حيا نگرايند . مصداق اين مقال احوال همايون خديو ملك‌ستان مؤيد تواند بود . چه راوى حامه از گفتهء بساطبوستان حضور همايونش مضمون اين مقال به روايت رسانيده است كه بسا اوقات كه بر صفت معلومات بارى از حيز تناهى بيرون تواند بود در پايهء سرير همايونش شرايط وقوف به تقديم رسانيده داشتم . ناگاه مجرمى را مىآوردند تا به ارتكاب خطائى كه از قوه به فعل آورده بود مورد عتاب و عقابى گردد ، و به موجبى كه محقق مىگشت خطائى منكر و گناهى فاحش از او به ظهور رسيده بوده است كه مجازات آن در خور عمل وى بزرگ بايستى چون ساحت وجودش مطرح اشعهء انوار نظر مبارك مىگشت و از زبان احوالش استماع استقالت عثرات مى - فرمود به مثابتى عرق حيا ، با آنكه گناه ديگرى كرده بود ، از جبين انارت قرينش جارى مىگشت كه هرگز [ 273 پ ] به قرع و انبيق از چهرهء گلبرگ طرى بدانسان گلاب نگيرند و گناه نپرسيده و شرايط تعذيب و تكنيل بجا نياورده به پرسش احوالش از راه دلجوئى مىپرداختند و وى را با هزارگونه سرور روانه مىساختند . مجرم خاطى كه به ازاء جنايت از قوه به فعل آورده در مرصد ترقب عقوبت مىزيست چون به عوض خود از وجنات احوال آن داور بيهمال اينهمه آثار حيا مىنگريست به كاشانه