[ مراجعت عبد الرضا خان از بهاباد و جنگ با بلوچ ]
ذكر مراجعت نواب امير مؤيد از بهاباد به مقر اريكهء ايالت و طرح بساط نزال در سرچشمهء تاش با جماعت بلوچيه و حصول فيروزى به يمن تأييدات الهيه چون از انجام آن مهم فراغتى دست داد و ديگر مهمى دامنگير در ميان نبود عطف عنان مراجعت به مقر اريكهء ايالت فرموده هنوز به قصبهء بافق حط رحال ورود ننموده مسموع مسامع شريفه داشتند [ 229 ر ] كه مساوى سيصد و هشتاد نفر از افراد طايفهء بلوچيه كه هريك تن از آنها به تنهائى مهم مقابلت معدودى را از كندآوران روزگار را نيكو به تقديم مىتوانند رسانيد ، تا به تنها چه رسد ، شرايط تاخت و تاز حوالى رباطات ساغند و خلف بادام و خرانق را به عمل آورده مراجعت نمودهاند ، نواب امير مؤيد از استماع اين خبر امساك عنان تثبت و قرار را خارج از قوهء مبارك ديده تعريك و تدمير آن سركشان را ملزومهء همت فلك رفعت دانسته على الفور بر مركب عزيمت سوار [ شده ] و معادل شصت فرسنگ راه را به ايلغار تمام طى فرموده محمد حسين خان ولد عبد العلى خان عرب ترشيزى با جمعى سوار به قراولى پيشرو موكب عالى گشت .
معزى اليه در سرچشمهء تاش كه كمتر معبر احدى اتفاق افتاده با طايفهء بلوچيه تلاقى و به دستيارى زبان فتيله به افشاى راز درون تفنگ اقدام مىنمايند . غريو نهاد تفنگ يك فرسخى چشمهء مزبور به مسامع شريفهء نواب امير مؤيد رسيده با سى نفر سوار خود را بدانجا