ديگر به زخم گلولهء شمخال به ياران ثلثه پيوست و پاى سركار محمد كريم خان كه رهسپار طريق جانبازى نواب امير مؤيد بود نيز به صدمت گلوله سمت آزردگى حاصل ساخت ، و ليكن به ميامن باطن فيض موطن نواب امير مؤيد كارى نگرديد .
پس غريو از نهاد سركار محمد كريم خان برآمده داوطلبان را تحريص به يورش نموده سنگر اول را از تصرف سنگريان منتزع ، و تمامت آنها را وراى هشت نفر كه به دست جنگجويان شير شكار سر به بالين عدم گذاشتند و لواى هلاك افراشتند دستگير و دستبسته خدمت نواب امير مؤيد كه تشريففرماى ساحت درب دروازهء حظيره بودند روانه ساختند .
پس به ساير سنگرها يورش آورده تا طلوع صبح صادق شش هفت سنگر ديگر را به نيروى بازوى مردانگى متصرف [ شدند ] و اهالى آنها را كه هريك در جلادت ثانى رستم و اسفنديار و يكه مرد ميدان چندين هزار بودند برخى عرضهء تيغ بيدريغ و ما بقى را رهسپار طريق هزيمت به مسجد بياق خان در نزد محمد هاشم خان سردار و سركردگان خود ساختند و درب مسجد را مسدود نموده شرايط استحفاظ به عمل آوردند ، تا طلوع آفتاب كه نواب امير مؤيد جمعى ديگر از جانبازان رزمآزما را به امداد برادر روانه فرمودند .
بعد از لحوق لاحقين به مفتاح يورش ابواب دخول مسجد بر چهرهء خود باز [ ديدند ] و به هيأت جمعيت داخل مسجد شدند . محمد هاشم خان سردار با برخى [ 221 ر ] از سركردگان اكراد و اتراك از مسجد هزيمت اختيار [ كرد ] و خود را به كاروانسراى خان خلف مسجد بياق خان
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 663
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٦٣