نمودند و سر و بر به خلاع فاخره و شالهاى پشمينهء سركار خانيت آراسته رخصت انصراف به اردو حاصل [ 221 پ ] ساختند مساوى پانصد نفر بيشوكم بودند .
بالجمله چون بقية السيف به دستيارى فرار خود را به اردو رسانيدند و سركار شجاع السلطنه را از حقيقت ماجرا كما جرى مطلع ساختند نايرهء سخط اشرف شعله به آسمان رسانيده با معادل سه هزار نفر پياده و سواره از نوكر عرب و عجم و هزار و پانصد نفر سرباز از سمت دروازهء جنتآباد متوجه دور شهر [ شدند ] ، پس از فراز بامهاى برج مستحفظان به گلولهء تفنگ و زنبورك آن فوج را به اردوى خود رهسپار ساخته پاى يكى از خواص آن حضرت هدف گلولهء زنبورك گرديد .
از غرايب امور اينكه بعد از انفلاق صبح و فرار سنگريان به سوى مسجد بياق خان نزد محمد هاشم خان يكى از شمخالچيان كه عظم جثهء او حكايت از البرز و شهلان به سزاوارى توانستى كرد شمخال خود را برداشته كه از آن خانه كه سنگر خود ساخته بيرون گرايد و راه هزيمت پيمايد . عورتى كه صاحب آن خانه بود به لطمه [ اى ] صفحه رخسار شمخالچى را سياه [ كرده ] و به نيروى بازو شمخال او را گرفته به نواب امير مؤيد مىرساند .
مخفى نماند كه از قرارى كه به درجهء يقين پيوست در تصاريف ازمنهء آن شب كه ليلة القدر عبارت از آن و رحاى جدال به اقصى غايت دوران داشت چهارصد زن بزرگوار كه هريك در طهارت ذيل ثانى اثنين مريم
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 665
مساهمون: ايرج افشار
ص٦٦٥