دبستان خويش اوقات به تحصيل علوم مصروف و روز هفتم را كه روز آدينه باشد عنان توسن تعطيل به صوبسراى خود معطوف مىسازند ، از هفتهء سنين شش سال را كه در دبستان سلطنت به تحصيل اسباب كامرانى مقتضى ساخت سال هفتمين كه به منزلهء آدينهء ايام و يوم تعطيل نام داشت لواى توجه به سراى پايدار افراخت ، و وقوع اين واقعه در سال يكهزار و يكصد و نود و نه در حوالى اصفهان هنگامى كه از دار الخلافهء طهران با حال نزار متوجه آن ديار مىگرديد اتفاق افتاد .
پس ميرزا رفيع كه به افسر [ 9 ر ] وزارت او تارك احوال آراسته داشت امر را بر اردوئيان مشتبه و شاه را زنده به قلم مىداد و مصدر حركات و سكناتى كه در خدمت ركاب اعلى در حال حيات مىشد بعد از ممات بعينها مىگرديد ، و نعش شاه را از تخت روان به كوههء مركب نقل و تحويل نمىكرد تا به وطآت اقدام خيول تخت روان را به درب دروازهء اصفهان رسانيده حجاب اشتباه از محاذات ضمير ملتزمين ركاب مستطاب برداشته شده هريك سر خويش و راه ديار خود در پيش گرفتند .
لاجرم نظم ولايت اصفهان و رياست آن سامان چند وقتى به عهدهء باقر خان كه از اهل خراسكان يك فرسخى شهر بود و مبادى حال كافل مهام دهقنت و به مرور دهور كوكب اقبالش ارتفاع گرفته صاحب دفاين و ذخاير گرديده مسلك استغنا و اقتدار مىپيمود برحسب خواست خدا قرار گرفت و مآل كارش در نگارش احوال جعفر خان زند بعون اللّه سمت وضوح خواهد يافت .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٦