تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
به جهت تقاضاى مقام از راه مناسبت بدان مىچسباند . مخفى نماناد كه بعد از آنكه در شهور سنهء هزار و دويست و بيست و سه موكب همايون پادشاهى تشريف‌فرماى اصفهان گرديد و بواسطهء انشاد قصيدهء عربيهء اين بندهء كمينه بواسطهء سركار معتمد الدوله شرف‌اندوز خاكبوس حضور باهر النور همايون و مورد اصناف مرحمت روزافزون آمده به صلات و جوايز بهره‌ياب شد ، حكم همايون عز نفاد يافت كه اين سال را كماكان مشغول تحصيل [ باشد ] و شاهد نفس را به زيور كمالات آرايد تا بعد از چندى كه برحسب احضار همايون به دار الخلافه آيد . لاجرم برحسب حكم جهانمطاع اعليحضرت پادشاهى همت را به صرف اوقات در تحصيل كمالات بيشتر از پيشتر مقصور داشت و گاه و بيگاه به تشويق اين بنده از سركار معتمد الدوله دستخطهاى شريف مىرسيد ، و از آن جمله اينست كه نگاشت

صورت دستخط معتمد الدوله به مورخ

خجسته برادر ارجمند من ، در سفر اصفهان كه ايشان را شرف‌اندوز حضور باهر النور پادشاهى روحنا فداه ساختيم و قصيدهء عربى كه منظوم نموده معروض رأى مهر ضياى اشرف افتاد اينجانب را نهايت وثوق و اعتماد به استعداد و قابليت ايشان حاصل گرديده ، همچنانكه سركار اقدس همايون را ، و تعريفات بيكران در خدمت قبلهء عالم و عالميان روحنا فداه كرده و مىكند و مكرر اوامر جهانمطاع عليهء پادشاهى در باب سعى [ 180 پ ] و اجتهاد ايشان در تحصيل كمالات عزّ نفاد يافته . از آن پس ديگر بهيچوجه خبرى از ترقى خود نداده و اطلاعى نداريم كه چه كرده و كاغذى هم تاكنون ننوشته . اولا با