[ شورش ابرقوهيها بر ضد ميرزا مهدى خان و ابو الهادى خان ]
در بيان شورش حضرات ابرقوهى و تخليهء خانزادگان عظام ميرزا مهدى خان نايب ابرقوه و ابو الهادى خان قلعه بيگى آنجا قلعهء ابرقوه را و به حيطهء تصرف ابرقوهى درآمدن پيش از آنكه خبر توقف سركار محمد حسن خان در دار الخلافهء طهران به حكم همايون شهريار جهان به اهل كرمان برسد حضرات ابرقوهى را مادهء طغيان در هيجان [ آمد ] و به سركردگى حاجى على اكبر و آقا محمد على ابرقوهى كه سمت قرابت با يكديگر داشتند نايرهء آشوب افروختند و پيرامون قلعه را سنگرهاى محكم ساخته در كمينگاه سنگر تفنگچيان چابكدست به انداختن تير به سمت [ 179 ر ] قلعه پرداختند .
سركار ميرزا مهدى خان از قلعه متوجه دار العبادهء يزد [ شد ] و در دهشير چند روز رحل درنگ افكنده تا از عقب برادر كهتر ابو الهادى خان به ايشان ملحق شده به اتفاق روانهء شهر گشتند .
هنگامى كه حضرات ابرقوهى بناى محاصرهء قلعه را بغايت استوار داشتند سركار ابو الهادى خان كه در قلعه متحصن بودند عريضهاى مصحوب رسولى انفاد حضور سعادت دستور برادر نامدار سركار علينقى خان نموده حقيقت ماجرا را در طى آن معروض رأى عالى داشتند .
بعد از انكشاف حقيقت امر بر رأى مهرضياى عالى ، معادل يكصد نفر سوار و دويست نفر تفنگچى يزدى و بافقى و تفتى در ملازمت ركاب سركار محمد ابراهيم خان و عبد العلى خان برادران كهتر خود