تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
آنكه با فيض وجود دست و دلش * نيستند ابر و بحر معطى و راد آنكه بر امر او قضا مأمور * آنكه بر نهى او قدر منقاد آنكه تا آسمان كند گردش * گردش آسمان به كامش باد گشت چون آگهى قضائى را * دلش اندر خيال اين افتاد كه به تاريخ اين بهشت آئين * قطعه‌اى بر ورق كند انشاد چون قلم برگرفت رضوان گفت * رشك فردوس من رحيم‌آباد
( صح صح صح ) « 1 » 1226 ديگر از ابنيهء عالى در آن ولا رسته بازارى است متصل به بدنهء حصار دروازهء مهريجرد كه دكاكينش محل سكون صنف كفاش است و در تصاريف ايام انتكاس رايت دولت محمد ولى ميرزا و توجه نواب شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا به يزد برحسب حكم مطاع نواب امير مؤيد به واسطهء ضرر آن به حصار عرضهء تخريب گشت . ديگر تيمچه‌ايست كه بدايت رسته بازار مزبور بنا شده و در عهد شاهزاده محمد ولى ميرزا به اجراى صيغهء وقف به تصرف محصلان علوم دينيه دادند . و ليكن كنون بايرست .
هامش
( 1 ) - قصيده در حاشيه تحرير شده است و به اين مناسبت سه بار « صح » نوشته شده .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 516 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى