[ سفر عبد الرحيم خان به طهران و عزل او از حكومت ]
ذكر موجبات مسافرت سركار عبد الرحيم خان به دار خلافت و عزل از حكومت و بعد از انقضاء مدتى متمادى ملتزم خدمت محمد ولى ميرزا مراجعت بدان ولايت وفوز به لقاء الوهيت چون به واسطهء بقاياى مالوجهات ديوانى و تردد محصلان و مراجعت بىنيل مقصود به دربار عرشنشان كرارا فرامين جهان مطاع به احضار سركار عبد الرحيم خان عزّ صدور مىيافت و از اينجانب بناى جواب به مساهله و توانى نهاده مىگشت در شهر شوال سال يكهزار و دويست و بيست و نه هجرى كه نواب محمد ابراهيم خان صاحباختيار دار الامان كرمان به موجب حكم همايون از مقر سرير حكمرانى از راه يزد عزيمت مسافرت دار الخلافه به تصميم مقرون مىساخت سركار عبد الرحيم خان به استيلاى وساوس نفسانى متوهم گرديدند كه بعد از ورود آن حضرت به يزد سركار عالى را عنفا به مصاحبت خود به دربار خلافت خواهد برد ، و علاوه نواب ميرزا عبد العلى و نوباوهء بوستان خانيت سركار محمد على خان كه معتكف سراى خلافت بودند در مطاوى مكاتيب خود موجبات اطمينان خاطر عاطر خانى را به شمول عفو و اغماض شاهانه اعلان رأى مبارك داشته بودند .
لاجرم قبل از ورود نواب ابراهيم خان به يزد به روزى سه چهار متوجه طهران و شرفاندوز محضر مهر مآثر خديو زمان گرديده ايشان را در سراى خلافت موقوف داشتند . و ليكن دقايق توقير و احترام دربارهء