دست در گردن هم آورده * نونهالانش از وزيدن باد
ديده بودى اگر ، نمىگفتى * اين بهشت ، آن به شاعرى استاد
دست از دامنم نمىدارد * خاك شيراز و آب ركناباد
بى خود از سير آن چمن گفتم * با نكو همدم خجسته نهاد
كاين بهشت برين كهاش بانى ؟ * در جواب آن نگار حورنژاد
همچو طوطى دهان به نطق گشود * همچو بلبل زبان به مدح گشاد
كه به گيتى كراست آن قدرت * كه بهشتى چنين كند بنياد
جز فريد زمان يگانهء دهر * جز وحيد جهان خديو بلاد
كيست ؟ عبد الرحيم خان كه چه او * مهترى مادر زمانه نزاد
آنكه در عرصهء جلالت اوست * آسمان خيمه ، اختران اوتاد
آنكه طى شد به عهد معدلتش * خلق را داد و چرخ را بيداد
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: ايرج افشار
ص٥١٥