[ احوال عبد الرحيم خان ]
ذكر احوال ميمون آفتاب زايد النور آسمان خانيت عبد الرحيم خان ادر الله على روحه شآبيب الغفران برج خانيت را دومين اختر و درج حشمت را گرانبها گوهر ، عمان جلال را غلطان مرواريد [ 170 پ ] و آسمان اقبال را رخشان خورشيد . با سركار علينقى خان دو گوهر بودند در صدف يك رحم پرورش يافته ، اگرچه ثالث و رابعى هم داشتند ، و از سحاب نيسان يك صلب چكيده [ و ] اگرچه با معدودى ديگر لواى مشاركت مىافراشتند ، دومين قطرهء سحاب نيسان صلب پدر نامدار و سيمين وارث منصب جانشينى آن بزرگوار . مصلى قدرش در ميدان جلالت دويم رومحلى « 1 » جاه برادر مهتر و شخص حكومتش در محفل ولايت سيمنشين آن فرزانهء عدالتگستر . لواى قدرش آسمانرسا و توسن شأنش دشت گردونپيما .
مسلك حكومت را به قدم جلالت سپردى و در طرح اساس بزرگى گوى سبق از بزرگان عصر بردى . در عهد حكومت پدر بزرگوار ، اروى اللّه صداه و جعل الجنة مثواه ، متقلد نيابت بافق بود و در آن سرزمين چندين سال مسلك حكمرانى مىپيمود .
پنج پسر داشت كه مفتاح ابواب بزرگيشان در مشت و دست جلالت را به منزلهء پنج انگشت بودند : محمد باقر خان ، محمد على خان ، محمد جواد خان ، محمد هادى خان ، محمد صادق خان ؛ و احوال هريك به طريق ايماء عمّاقريب به خواست خدا نگارش خواهد يافت .
و دختران چهارگانهء ايشان كه توليد مواليد ثلثهء عصمت و عفت
هامش
( 1 ) - كذا و به تناسب مصلى بايد مجلى باشد يعنى اسب اول مسابقه .