تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
دخيل در امر وزارت خود نمود . و ليكن زمام رتق و فتق امورات كليهء كفالت مهام وزارت [ را ] برحسب استقلال به قبضهء اقتدار و اختيار ميرزا ابو الحسن واگذاشت ، و مشاراليه خلف ميرزا معصوم از سادات طباطبائى زواره كه سالها متوطن قصبه نائين بوده‌اند مىباشد . پدر در عهد دولت خان سعيد مغفور از موطن اصلى مهاجرت [ كرده ] و خود را به يزد رسانيده به عز ملازمت عالى تشرف جست ، و پسر عنفوان شباب و هنگام ريعان عمر خود را به نيروى طالع در سركار محمد حسن خانى پيشكار ساخت و لواى مزيد تقرب در آن دربار مىافراخت . بعد از آنكه بساط حكومت محمد حسن خان از دار الامان كرمان برچيده شد و معتكف‌سراى خلافت گرديدند ميرزا ابو الحسن به دسترنج كتابت بلغهء كفافى و وصلهء معاشى تحصيل مىكرد و مصروف مىساخت و با سختى خمول مصابرت مىنمود . در اين‌حال كه مسند ايالت به فرّ قدوم خانى مزين گشت به ظهور مراسم كارآگهى و فطانت منظور نظر التفات [ گرديد ] و از حضيض خمول به اوج نامدارى گرائيده متقلد قلادهء وزارت گشت و كار اقتدارش با رونق تمام بود تا آنكه زمام ايالت از قبضهء اختيار سركار عبد الرحيم خان منتزع [ شد ] و ميرزا موسى وزير شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا از جانب شاهزاده نامزد نيابت ولايت گرديد . پس ميرزا ابو الحسن را در خفيه مورد جريمت [ قرار داد ] و معادل يك هزار تومان از وى به دستورى كه احدى را بدان سمت اطلاع حاصل نگرديد بازيافت و رخصت توجه به مكهء معظمه زادها « 1 » اللّه شرفا و كرامة ارزانى داشته در عرض راه داعى حق را لبيك اجابت گفت .
هامش
( 1 ) - اصل : زاده .