سال يكهزار و دويست و چهل و پنج هجرى است از جملهء [ 165 ر ] بساط بوسان حضور همايون را واسطهء عقد منشيان ديوان قرارنمون مىباشند و مرائر ارادت نواب امير مؤيد عبد الرضا خان را به غايتى مستحكم دارند كه شرذمهاى از آن به نگارش درنيايد .
شعرائى كه مسلك مناقب آن بزرگوار را غالبا مىپيمودهاند و در آن سركار شوكتمدار به استمرار كفاف معاشى موسوم مىنمودهاند :
ميرزا حسين مشهور به شكستهنويس كه چندى ملتزم خدمت نويسندگى سركار محمد جعفر خان و موطن و مسقط رأسش خراسان است بودى .
و ميرزا محمد جعفر متخلص به اسير اصفهانى كه اطراف علوم طب و انشاء و شعر را مستطرف آمدى ، واسطهء عقد مادحين مىنمودى .
از مآثر نخوت و كبر اسير « 1 » نقل مىكنند كه در تصاريف اوقاتى كه مرحوم حاجى لطفعلى بيك متخلص به آذر به تأليف تذكرة الشعراء موسوم به آتشكده اشتغال داشت و احوال معاصرين را مىنگاشت كس فرستاد تا اسير مسودات اشعار خود را مرسول دارد و از آن ميان اشعارى كه قابل تذكره است انتخاب يابد . ميرزا جعفر به واسطهء فرستاده پيغام داد كه آذر تذكرهء خود را بفرستد تا بعد از مطالعه معلوم شود كه قابل اين هست كه اشعار ما در آن ايراد گردد يا نه ؟ همانا داعى بر عدم ايراد اشعار او در تذكره ظهور اين حركت منكر بوده است .
ديگر از مدحتگزاران « 2 » مستمر احمد بيگ متخلص به اختر است كه اصلش از طايفهء گرجيه و پدرش زر خريد [ بود ] . از شعراى معروف
هامش
( 1 ) - فرهنگ سخنوران ( ص 41 ) ، اصل : اسيرى
( 2 ) - اصل : مدحت گذاران .