پدر بزرگوار نيز به دستاويز عريضه درخواست نمودند تا بدانچه مقدور گردد استادان مهارتانديش صناعت بنا و افراد طايفهء محوسيه كه بيشتر مهم چينهكشى حيطان و جدران به كفايت آنها مكّفى مىگردد به جانب كرمان مطلق العنان و خليع العذار فرموده باشند .
بعد از تهيّىء اسباب كار به اهتمام تمام شرايط اتمام حصار را به تقديم رسانيدند و به اندك زمانى افاضت صورت نوعيه بدان فرمودند .
بارهاى چنان كه از غايت استحكام سد سكندر را در معرض تشوير آوردى و حصنى چنان كه خود را ما صدق
« أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً »
« 1 » ساختى ، از حصار نخستين بغايت مستحكم اساستر . آرى طرح آن بنا از اين قرار استوار بايستى ، زيرا كه مهندسش مانند آن يگانهء روزگار صاحب راى هندسه گشائى بودى .
در خلال تقديم شرايط افراشتن حصار نيز به كار تعمير مساكن مخروبه و بيوتات ويرانشده ، خود هريك از خداوندان آنها پرداختند و هريك مجددا به انجام كاشانه به جهت نشيمن خود رايت اهتمام را آسمان رسا ساختند .
و متفرقهء ولايت كه به هر ديارى پراكنده گرديده بودند به انتشار خبر بهجتاثر آبادى سامان خود و ارتفاع كوكب بخت به دستيارى صاحب اختيارى آن اميرزادهء دولتيار فوجفوج و دستهدسته بار عزيمت بر بختى مسافرت بسته روانهء موطن خود گرديدند و در مساكن مألوفه سكنه گزيدند و بدينستايش رطب اللسان آمدند : « الحمد للّه الذى اذهب عنّا الحزن . »
تطويل چيست ، به اندك زمانى آب رفته به جوى كرمان و كرمانيان باز آمد و نسايم اقبال بر شاخسار گلبن احوال ولايت و اهل ولايت بعد از
هامش
( 1 ) - از قرآن ولى با تغيير عبارت