تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
چون مرائر التفات آن پادشاه عديم الاشباه دربارهء آن حضرت غايت استحكام داشت و بر صفحهء ملتمس ايشان حرف رد نمىيارست نگاشت ، لاجرم عفو مجرمان شمول را مقيل عثرات اهل كرمان ساخته از ديوان قدرنشان رقم صاحب اختيارى آن سامان را به نام نامى آن امير دولتيار كامران صادر فرمود و روانهء محضر مبارك نمود . بعد از استقرار زمام اختيار آن ديار به كف كفايت اولياى آن حضرت فلك اقتدار ، اميرزادهء اعظم علينقى خان را تارك احوال ميمنت اشتمال به افسر نيابت آن خطه آراسته ، از حضور مبارك محروم و روانهء آن مرزوبوم فرمودند . پس در شهور سال فرخنده فال يكهزار و دويست و ده در ساحت آن خطه لواى حكومت را به رسم نيابت افراشتند و همهء شرايط معدلت به اسوهء پدر دولتيار مرعى داشتند . عنفوان خوض به درياى تمشيت امور ملكى و رو آوردن به ساختگى كارهاى ديوانى همت به تجديد بناى حصار شهر كه در آن فتنه پا از دايرهء هستى بيرون نهاده و حيطان آن به مدقهء قهر آن خديو كامران كوفته گرديده و با شارع عام موازى آمده و مدار دايرهء آن ما صدق « قاعا صفصفا » شده بود ، چون تقديم آن امر ركن وثيق كاخ ولايت‌دارى بود و به جهت اطمينان خاطر اهالى از تحفظ نفوس و اموال كه هر آينه با اجتماع آنها به موطن مألوف از اطراف ولايات دور و نزديك استلزام داشت اهم مهام معظمهء مرزبانى مىنمود برگماشتند . پس به اطراف [ 159 پ ] بلوكات شهر عمله‌اى كه كار بناى دؤر و قصور و مساكن و بيوتات و ساير مبانى به صناعت آنها رونق‌پذير است حوالت داده از اولياى