مس و ظروف چينى و نظاير آن ، آن مقدار از آن قوم برگشته روزگار بهجا مانده بود كه كفايت مدار معاش غانمين را سالهاى بسيار و قرنهاى بيشمار نمود .
بالجمله بعد از آنكه اولياى حضرت خانيت از تعاقب مأمورين به تخريب باغ و اخراج مستحفظين جعفر خانى به اتفاق مير محمد خان و تمامت خانزادگان قدم در باغ رنجه فرمودند به احتياط اينكه مبادا جعفر خان سلك جمعيت خود را مجددا انتظام داده بر سر باغ آيد به احضار مستحفظان برج و باره و دروازجات شهر اشارت فرمودند .
مستحفظان نيز به امتثال امر عالى برجها را خالى و سرقدم ساخته روانهء باغ گرديدند . همت آسمانرساى خانى به مقادير غنايم دشمن جانى اعتنائى نفرموده نظر خواستگارى به خسيس و نفيس اموال آن طايفه نيفكنده آنچه اندرون باغ بود باسرها به مير محمد خان طبسى بخشيدند و آنچه خارج باغ مانده به قاطبهء لشكر ظفر اثر توزيع و تقسيم فرمودند .
راوى مىگويد كه هنگامى كه ميرزا محمد خان راورى رخصت انصراف به ديار خويش حاصل ساخته طريق مراجعت مىپيمود به رأى - العين ديدم كه يكى از آدمهايش از غنايم جعفر خانى چهار طاقه شال ترمهء كشميرى بر بالاى يكديگر بر سر و كمر بسته فراز شترى نشسته در سلك جمعيت معظم اليه از قفا مىرفت !
بالجمله در خلال احوالى كه به دستيارى اقبال خان بيهمال تسخير باغ [ 153 پ ] دولتآباد به پايمردى جلادت جانفشانان ركاب مستطاب دست داد و فوجى را كه جعفر خان به استحفاظ باغ مزبور گماشته بود
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٥٢