تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
آثار فرازونشيب بر كنار به وطآت خيول هامون‌نورد خود را رسانيده روى به جانب ميرزا حسين فراهانى كه به افسر وزارت او تارك احوال خود را آراسته داشت آورده ، گفت كه مىدانى اين زمان نهايت آرزوى خاطر ما چيست ؟ وزير عرض نموده كه داناى غيب و نهان جز ذات يگانهء خداوند زمين و آسمان نيست ! گفت آرزومند آنم [ 153 ر ] كه در مثل اين پهن دشت كه به جهت ميدان جنگ بسى شايستگى دارد مبارزى دلاور پيدا شود كه جنگ مردانه‌اى با او به تقديم رسانم . وزير به زبان حال يا مقال به عرض مىرساند كه اينك سركار اقدس از معركهء مبارزت سالك طريقهء هزيمت گشته مرحلهء نجات را به قدم فرار در - نوشته‌اند ، چگونه تمناى كارزار و مقابلهء مبارزى دلاور مىفرمائيد ! بالجمله بعد از ورود جعفر خان به مستقر سلطنت خويش از راه نهايت خشمى كه داشت ناگذار كرده قدغن بليغ نمود كه حبه‌اى جنس به حمل دواب روانهء يزد نسازند . لاجرم تسعير اجناس بالا گرفته قيمت گندم به دو هزار دينار رسيده و جو در هشت عباسى به دست احدى نمىآمد ، و بر اين قياس ساير اجناسى كه از آن سمت وارد اين ولا مىشد و كسان را مراير احتياج بدانها مستحكم بود هريك عزيز - الوجود و گرانبها گرديد . از نتايج تفضلات الهى اين بوده كه اجناسى كه به جهت سيورسات در ايام نزول اردوى او متوجه اين سمت ساخته غنيمت اهل بلد گرديد جان جمعى كثير را در خلال ايام غلا خريد . پس مير محمد خان قدغن نمود كه شترداران خود و عموم شترداران خراسان گندم و جو و ساير مايحتاجى كه از آن سمت مى -