گذشت و زمان آن رسيد كه پردهء رحم از محاذات جبين جنين « 2 » كناره گيرد شخص ايشان از ساحت زهدان به عرصهء وجود نقل مكان كرد و به تعاقب حالات از مرتبهء شيرخوارگى به درجهء انفطام و از عهد صبى به حد بلوغ رسيده در مجارى اين حالات حقيقت اين معنى كه از صلب وكلاء محمد مؤمن خان است و نسبت فرزندى به ايشان دارد بر وى مجهول بود . [ 146 ر ]
بعد از آنكه وكلاء محمد مؤمن خان در خطهء يزد داعى حق را لبيك اجابت گفته رخت حيات از دار بىثبات به سراى جاودان كشيدند و مشاراليه در دار الامان كرمان رايت سن را به عرصهء بلوغ افراشت ، بلكه از آن حد هم به چند سال پا بيرون گذاشت اولياى حضرت خانيت اعلى اللّه مقامه بر حقيقت اين امر مطلع گرديده از راه اينكه نصوص آيات قرآنى و احاديث شريفهء حضرت ختمى شانى در تأكيد قواعد صلهء رحمپرورى متواتر و متواردست و به مقتضاى اينكه پيوسته خدّام آن بزرگوار را سر بر خط امتثال اوامر الهى و انقياد شرايع حضرت رسالت پناهى پرگار صفت بود بر جناح تعجيل جمعى را از ساحت درگاه معدلت همراه به مسافرت كرمان براى آوردن مشاراليه به خطهء يزد مأمور ساختند .
بعد از ذهاب و اياب مأمورين و امضاى حكم قضا نفاذ قدر آئين و تشرف مشاراليه به شرف حضور معدلت دستور ، ايشان را مورد كمال نوازش و مرحمت فرمودند و التفاتهاى خاص مبذول نمودند و سروبر ايشان را به دستارهاى فاخره و تشريفات لايقه آراستند و روزبهروز ساحت احوالش را مطرح اشعهء انوار تفقدات مىساختند و به اعلاى لواى
هامش
( 2 ) - طفل در شكم ( زير سطر )