تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

[ توجه جعفر خان زند به يزد و احوال ميرزا محمد على خان بن محمد مؤمن خان ]

عنوان ساختن احوال ميرزا محمد على بن محمد مؤمن خان و نقل كلام از آن داستان به ذكر توجه جعفر خان ولد صادق خان زند به جانب يزد كه از وقايع سنهء يكهزار و يكصد و يك « 1 » سال چهلم ايالت خان سعيد مغفور مىباشد در صروف ايامى كه محمد مؤمن خان در ساحت دار الامان كرمان به حكم پادشاه جمشيد اقتدار نادر شاه افشار رافع لواى حكومت بوده‌اند يكى از عورات كرمان را به عقد انقطاعى خود در آورده بعد از اداى وظايف مزاوجت و ايفاى مراسم مضاجعت نطفهء ميرزا محمد على از آن مقام ساحت پشت پدر كه « يخرج من بين الصلب و الترائب » مبين آنست به مستقر نطفه كه عبارت از رحم مادر است قرار گرفت . و در خلال ايامى كه نقش‌بندان كارخانهء ابداع به نقش‌بندى هيأت صوريهء او در كارخانهء رحم اشتغال داشتند فرمان عزل نادر شاه از سلطنت كشور حيات به واسطهء ايلچى هادم اللذات در رسيده نوبت سلطنتش به پايان آمده رهسپر طريق آخرت گرديد و وكلاء محمد مؤمن خان از بلدهء كرمان به خطهء يزد نقل مكان فرموده رحل اقامت در آن سرزمين افكندند . بعد از آنكه مدت نه ماه از پرورش نطفه در قرارگاه رحم امّى
هامش
( 1 ) - كذا ، غلط است . ص : دويست ، چه در هزار و يكصد و يك هنوز شاه سلطان حسين زنده و پادشاه بود . ( محبوبى اردكانى ) .